عاملی:
«بیلبوردهای شهری» در حوزه دیپلماسی جنگ تأثیرگذار بودهاند
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: در حوادث ۱۷ و ۱۸ دی، دروغپردازیهای گستردهای صورت گرفت و غرب از پیش، تجهیزات رسانهای خود را برای این مقطع زمانی آماده کرده بود. اما "رمزگشایی" که در ۹ اسفند انجام شد، ورق را برگرداند.
به گزارش ایلنا از شورای عالی انقلاب فرهنگی، سعیدرضا عاملی در نشستی با محوریت بررسی دیپلماسی نخبگانی در دوره جنگ که در اندیشکده حکمرانی شریف برگزار شد، به تشریح ابعاد نوین دیپلماسی رسانهای، نقد رویکردهای کمّی در ارزیابی کنشگری نخبگان و تبیین مفهوم بازنمایی قدرت در عصر جهانیشدن پرداخت.
وی تأکید کرد: واقعیت این است که دیپلماسی رسانهای منحصر به مصاحبه نیست و برجسته کردن این پیشفرض که دیپلماسی رسانهای الزاماً از طریق مصاحبه محقق میشود، نوعی غفلت از سایر حوزههای بسیار اثرگذار است.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با اشاره به نمونههایی از تأثیرگذاری اقدامات غیرمصاحبهای افزود: برای مثال، همان اقدام نمادین طراحی لوگوهای ایرانی، بیش از ۹۰۰ میلیون بار دیده شد. برخی اندیشکدههای غربی نیز با این تعبیر که "در جنگ روایتها، ایران برنده شد"، به این موضوع اشاره کردند؛ موضوعی که به نظر میرسد یکی از مهمترین مصادیق آن همین لوگوهای ایرانی بود که توانستند اثرگذاری قابل توجهی داشته باشند.
عاملی ادامه داد: همچنین بیلبوردهای شهری نصبشده در تهران نیز در حوزه دیپلماسی جنگ تأثیرگذار بودند و بازتابهایی داشتند که حتی سران پرمدعای رژیم آمریکا و رژیم صهیونیستی مانند ترامپ و نتانیاهو نیز نسبت به آن واکنش نشان دادند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه به تبیین مفهوم راهبردی بازنمایی پرداخت و گفت: بازنمایی قدرت آن را دارد که از "هیچ"، "همهچیز" بسازد و از "همهچیز"، "هیچ" تولید کند. این ظرفیت، قدرتی بسیار بالاست و میتواند "نمایندگی" ایجاد کند. واژه Representation دو معنا دارد؛ یکی "بازتولید" و دیگری "ایجاد نمایندگی". به این معنا که میتوان تصویری فراگیر از یک گروه یا پدیده بسازد یا برعکس، فضایی از هراس از همگان به استناد یک تصویر و روایت ایجاد کند. برای مثال، ممکن است هراسی چنان قدرتمند بازنمایی شود که این تصور شکل بگیرد که "همه مسلمانان اینگونهاند" یا "همه ایرانیان اینگونهاند". این تعمیم، محصول همان قدرت نمایندگی در بازنمایی است.
وی افزود: بر همین اساس، برخی از افرادی که در این گفتوگوها حضور داشتند، توانستهاند چنین قدرت نمایندگیای را ایجاد کنند. اثرگذاری این افراد را نمیتوان صرفاً با شاخصهای کمّی سنجید. اینکه بگوییم یک نفر تعداد مشخصی مصاحبه انجام داده و فرد دیگری تعداد بیشتری یا کمتر، معیار درستی برای ارزیابی نیست؛ زیرا کیفیت و اثرگذاری مصاحبهها با یکدیگر قابل مقایسه نیست. برخی مصاحبهها از قدرت و نفوذ بالایی برخوردارند، در حالی که برخی دیگر حتی از نظر تسلط به زبان انگلیسی و روانی بیان نیز توانایی لازم برای انتقال مؤثر پیام را ندارند.
گذار از عصر مطبوعات به عصر جهانیشدن و رسانههای اجتماعی
عاملی با اشاره به تفاوت بنیادین شرایط کنونی با دوران جنگهای جهانی اول و دوم اظهار داشت: ما امروز در دورهای کاملاً متفاوت زندگی میکنیم. جنگهای جهانی اول و دوم در زمانی رخ داد که رسانهها عمدتاً در قالب رسانههای سنتی فعالیت میکردند و پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ نیز قدرت اصلی در اختیار مطبوعات بود. رسانههای صوتی و تصویری اگرچه ظهور کرده بودند، اما هنوز به جایگاه و نفوذ امروز نرسیده بودند. در آن دوره، این مطبوعات بودند که میتوانستند جریانسازی کنند و تبلیغات را با همان معنای پروپاگاندای هیتلری به عرصهای گسترده تبدیل کنند.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با تأکید بر ویژگیهای عصر حاضر افزود: اما دورهای که امروز در آن زندگی میکنیم، عصر جهانیشدن است. جهانیشدن یک معنا دارد و آن اینکه هر کاربر خود یک واحد رسانهای محسوب میشود. از همین رو، رسانههای اجتماعی قدرتی چشمگیر یافتهاند و حتی یک نفر نیز میتواند اثری بزرگ بر افکار عمومی بگذارد.
وی ادامه داد: تعبیر رهبر معظم انقلاب که فرمودند "اگر من یک موبایل داشته باشم، میتوانم یک قدرت رسانهای تولید کنم"، بیانگر همین واقعیت است. به همین دلیل، در چنین فضایی دروغپردازی مانند گذشته خریدار ندارد و بسیاری از نگرانیهایی که در ساختار رسانهای گذشته وجود داشت، امروز با ظهور این الگوی جدید رسانهای به چالش کشیده شده است.
خنثیسازی دروغ بزرگ غرب با رمزگشایی ۹ اسفند
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به جنگ ترکیبی اخیر خاطرنشان کرد: در حوادث ۱۷ و ۱۸ دی، دروغپردازیهای گستردهای صورت گرفت و غرب از پیش، تجهیزات رسانهای خود را برای این مقطع زمانی آماده کرده بود. اما "رمزگشایی" که در ۹ اسفند انجام شد، ورق را برگرداند. دروغپردازی گاهی آنقدر پیش میرود که به "دروغ بزرگ" تبدیل میشود. اقدام ۹ اسفند در واقع رمزگشایی از همین دروغ بزرگ غرب بود؛ دروغهایی که درباره رهبر انقلاب ساخته بودند؛ از جمله اینکه ایشان در ایران حضور ندارند، در پناهگاه زندگی میکنند یا روایتهایی از زندگی اشرافی برای ایشان ساخته بودند. حتی روایتهای نادرستی که درباره خود واقعه ۹ اسفند شکل گرفته بود، با این رمزگشایی بزرگ خنثی شد.
وی ادامه داد: در شب ۹ اسفند، ناگهان همه این جریانها متوقف شدند. شب دهم اسفند، شب تلخی برای ما بود و هلهلههایی شنیده میشد، اما از شب یازدهم اسفند به بعد، فضا بهطور محسوسی تغییر کرد و فضای اجتماعی ایران دگرگون شد. البته امروز نیز شاهد هستیم که همان شعارهای ضدانقلابی دوباره تکرار میشود؛ شبکههای رسانهای مخالف بار دیگر از نظر مالی تقویت شدهاند و همان گفتمانهای تفرقهافکنانه، از جمله دوقطبیسازی میان شمال و جنوب یا روایتپردازیهایی با ظاهر صلحطلبانه و ضدجنگ، در حال بازتولید هستند.
عاملی با هشدار نسبت به ظرفیتهای نوین فناوری، به مفهوم تکینگی (Singularity) یا همگرایی فناوریها اشاره کرد و گفت: اگر رسانهای بتواند دروغ بزرگی تولید کند، باید بداند که به دلیل ظرفیتهای جدید فناوری، این دروغ ماندگار نخواهد بود. امروز با پدیدهای به نام "تکینگی" مواجه هستیم؛ وضعیتی که در آن فناوریهای مختلف در یک منظومه واحد همگرا میشوند. ظرفیتهای ریزفناوری، فناوری کوانتومی و هوش مصنوعی در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا یک "فضای واحد" (Single Space) و محیطی ماژولار ایجاد کنند؛ فضایی که در آن همه با همه در ارتباط هستند و میزان تأثیرگذاری محیطی به بالاترین سطح خود میرسد.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی تأکید کرد: این محیط، هرچند از منظر فنی و مهندسی قابل طراحی و مدیریت است، اما اگر محتوای آن بر پایه دروغ شکل گرفته باشد، پایداری خود را از دست میدهد و دیگر قادر نخواهد بود بر افکار عمومی تأثیر ماندگار بگذارد. از اینرو، ماهیت فناوریهای نوین در نهایت در برابر حقیقت آسیبپذیر است.
فقدان حمایت ساختاری از دیپلماتهای رسانهای ایران
عاملی در بخش دیگری از سخنان خود به مقایسه وضعیت دیپلماسی عمومی در ایران و غرب پرداخت و تصریح کرد: اصل دیپلماسی عمومی، حوزهای بسیار ارزشمند است. در آمریکا، مرکزیت سازمانی دیپلماسی عمومی در وزارت امور خارجه قرار دارد و با نهادهای مختلف هماهنگ عمل میکند. در رژیم صهیونیستی نیز این حوزه در ساختارهای امنیتی دنبال میشود؛ شبکهای بسیار بسته با سطح بالایی از محرمانگی که به همین دلیل، بخش قابل توجهی از فعالیتها و اقدامات آن هرگز به بیرون درز نمیکند.
وی با ابراز تأسف از وضعیت حمایتی در داخل کشور افزود: در ایران، فعالان این حوزه احساس میکنند از حمایت و پشتیبانی لازم برخوردار نیستند و این یک واقعیت است. دوستانی که در حوزه مطالعات جهان و دیپلماسی رسانهای فعالیت میکنند، میگویند هیچکس محتوای راهبردی مشخصی در اختیار آنان قرار نمیدهد. افرادی مانند دکتر مرندی، دکتر ایزدی، دکتر کدخدایی، غلامزاده و دیگر فعالان این عرصه نمیتوانند بهطور همزمان هم اخبار را رصد کنند، هم ابعاد راهبردی آنها را تحلیل کنند و هم تشخیص دهند که در هر مقطع، چه "نقطهزنی" رسانهای میتواند بیشترین بازتاب و اثرگذاری را داشته باشد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر ضرورت ایجاد زیرساختهای حمایتی گفت: این افراد به مجموعهای از خدمات و پشتیبانی تخصصی نیاز دارند. در حال حاضر، هیچ مجموعهای در ایران چنین خدماتی را ارائه نمیدهد و اگر قرار باشد نهادی این مسئولیت را بر عهده بگیرد، باید از امکانات و تجهیزات کافی برخوردار باشد. برای نمونه، در بخش خصوصی حتی یک استودیوی پخش زنده (Live Studio) وجود ندارد تا این نخبگان بتوانند در شرایط بحرانی یا زمان جنگ، ارتباطات رسانهای خود را بهصورت زنده برقرار کنند. در نتیجه، در مواقع حساس، این افراد با مشکلات جدی در دسترسی به امکانات و زیرساختهای رسانهای مواجه میشوند.
عاملی با اشاره به تهدیدهای امنیتی پیش روی فعالان این عرصه اظهار داشت: این افراد تنها با چالشهای محتوایی روبهرو نیستند، بلکه با تهدیدهای جانی نیز مواجهاند. در چنین شرایطی، نهتنها جان این افراد، بلکه امنیت خانوادهها و نزدیکانشان نیز در معرض خطر قرار میگیرد. از اینرو، ایجاد یک ساختار منسجم برای حمایت محتوایی، امنیتی و سازمانی از دیپلماسی نخبگانی، ضرورتی انکارناپذیر در سطح ملی است.
وی با اشاره به حساسیت و مخاطرات فعالیت در عرصه روایتگری و دیپلماسی رسانهای، خاطرنشان کرد: قرار گرفتن خانوادهها و خویشاوندان این افراد در معرض تهدید، نشان میدهد که مسئله صرفاً به تولید محتوا محدود نمیشود، بلکه امنیت جانی و روانی فعالان این حوزه و نزدیکان آنان نیز باید مورد توجه قرار گیرد. این موضوع، ضرورت پیشبینی تمهیدات حمایتی، حفاظتی و امنیتی جامع از سوی نهادهای مسئول را دوچندان میکند.
وی با بسط مفهوم حمایت همهجانبه تصریح کرد: تأکید اصلی بنده این است که این حمایت باید دامنهدار باشد؛ هم دوستانی را که در سطح کلان دیپلماسی رسانهای نخبگانی فعالیت میکنند، در بر گیرد و هم افرادی را که در حال تولید محتوای خلاقانه و اثرگذار هستند، شامل شود.
رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی با یادآوری تأثیرگذاری پروژههای نمادین خاطرنشان کرد: برای نمونه، پروژه "لوگوهای ایرانی" که همچنان بهصورت گسترده دیده میشود و اثرگذاری خود را حفظ کرده است، یا حتی "تصاویر زیرنویسشده"، نمونههای روشنی از این ظرفیت هستند. گاهی یک تصویر به همراه یک زیرنویس دقیق، هدفمند و بهموقع، به محض فراگیر شدن در فضای مجازی، موجی بزرگ ایجاد میکند که اثر راهبردی آن میتواند از دهها ساعت برنامه در رسانههای سنتی بیشتر باشد.
عاملی در ادامه با اشاره به چالش نظام نمایندگی و سخنگویی در عرصه رسانهای کشور گفت: به نظر من، امروز با یک مشکل جدی در حوزه نمایندگی رسانهای مواجه هستیم. افراد مختلف در فضای رسانهای دیدگاههای خود را آزادانه مطرح میکنند که این حق طبیعی آنهاست، اما گاهی این اظهارنظرها برای کشور هزینه ایجاد میکند. در حوزه نظامی، سازوکار سخنگویی تا حد زیادی شکل گرفته است، اما در عرصه رسانهای و جامعه مدنی همچنان با ضعف و ناهماهنگی روبهرو هستیم و این موضوع نیازمند تدبیر است.
وی افزود: شاید لازم باشد دستورالعملها و راهبردهایی برای سخنگویی در جامعه مدنی تدوین شود. بسیاری از افرادی که در این حوزه فعالیت میکنند، دغدغه عزت ایران و اقتدار جمهوری اسلامی را دارند، اما همواره روشن نیست که چه موضوعی باید برجسته شود، از برجسته کردن چه موضوعی باید پرهیز کرد و چارچوبهای اطلاعرسانی چیست. دستکم باید این اصل پذیرفته شود که افراد هنگام بیان دیدگاههای شخصی، بهصراحت اعلام کنند که این نظر شخصی آنهاست. در بسیاری از موارد حتی این تفکیک نیز صورت نمیگیرد و یک دیدگاه شخصی بهعنوان موضع قطعی جمهوری اسلامی مطرح میشود؛ مسئلهای که میتواند هزینههای قابل توجهی برای کشور به همراه داشته باشد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان با تأکید بر ضرورت ایجاد تعادل میان ساماندهی و پرهیز از گسترش بوروکراسی گفت: به نظر من، سامان دادن به نظام سخنگویی در جامعه مدنی اقدامی ضروری است.گاهی دیوانسالاری، به جای حل مسئله، خود به بخشی از مشکل تبدیل میشود. امروز یکی از چالشهای کشور، بوروکراسی فرسایندهای است که در بسیاری از فرآیندها اختلال ایجاد میکند. بنابراین، نباید ساختاری ایجاد کنیم که صرفاً بر حجم دیوانسالاری بیفزاید؛ بلکه باید مجموعهای چابک و کارآمد شکل بگیرد که نقش آن ارائه خدمات، پشتیبانی و ایجاد هماهنگی باشد. حفظ این تعادل، نکتهای بسیار مهم است.