در گفتوگو با ایلنا مطرح شد:
واکنش به اعلام آمادگی رئیسجمهور برای واگذاری مسئولیت به افراد توانمند: شایستهسالاری با خوداظهاری محقق نمیشود
پس از اظهارات رئیسجمهور درباره واگذاری اختیار به هر فردی که ادعا کند میتواند وضعیت کشور را بهتر کند، عضو هیئت علمی گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی، با تأکید بر ضعف در سازوکارهای شناسایی و تشخیص مدیران اجرایی، هشدار داد که شایستهسالاری در چنین شرایطی با خوداظهاری افراد محقق نمیشود و احتمال فرسایش سرمایه انسانی وجود دارد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در جریان دیدار با فرهیختگان و فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی استان گلستان که روز پنجشنبه ۲۳ بهمن ماه برگزار شد، رئیس جمهور در سخنانی با رویکردی انتقادی درونگفتمانی به برخی گروهها و چهرههای اصلاحطلب پرداخت.
مسعود پزشکیان در این نشست با تأکید بر آمادگی خود برای واگذاری مسئولیت به افراد توانمند، تصریح کرد: «به هر کسی که ادعا دارد وضعیت را بهتر میکند، اختیار میدهم.»
وی همچنین با بیان اینکه مقابله با فساد باید بدون اغماض صورت گیرد، اظهار کرد: «اگر در حاکمیت یا کسانی که به ما وصل هستند فسادی باشد، خداوکیلی باید ما را اعدام کنند.»
برای برخی پستها، مدیر متناسب و کارکشته در دسترس نبوده است
«علیرضا کوشکی جهرمی» عضو هیئت علمی گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا درباره اظهارات رئیسجمهور مبنی بر اینکه «هر کسی که میتواند برای بهبود شرایط جامعه کمک کند، به او اختیار میدهیم»، به تشریح ابعاد مدیریتی این رویکرد پرداخت.
او در پاسخ به این پرسش که از منظر مدیریت دولتی، این جمله دقیقاً به چه نوع مدل حکمرانی اشاره دارد؟ گفت: این صحبت رئیسجمهور یک استدلال شخصیتی پشت خود دارد؛ شخصیت ایشان ترکیبی از صداقت و صراحت کلام است و نتیجه آن این میشود که هر کسی که بتواند، به او مسئولیت داده شود. اگر از منظر ادبیات مدیریت و حکمرانی بخواهیم تحلیل کنیم، احتمال بسیار زیاد این رویکرد ناشی از وجود یک نیاز جدی در سیستمهای اداری کشور است؛ به این معنا که برای برخی موقعیتها، فرد متناسب و کارکشته به اندازه کافی در دسترس نبوده است.
وی ادامه داد: این مسئله نشان میدهد که ما در بحث «مخزن استعداد» و شناسایی استعدادها در کشور دچار مشکل اساسی هستیم؛ تا جایی که این دغدغه از تریبون نفر اول اجرایی کشور مطرح میشود و فراخوانی عمومی داده میشود که هر کس احساس میکند میتواند کمک کند، خوداظهاری کند تا به او مسئولیت داده شود.
این استاد دانشگاه با طرح این پرسش که مگر نباید فرد متقاضی از مشروعیت و مقبولیت لازم برخوردار باشد، تصریح کرد: باید بررسی شود که آیا فرد تحصیلات و تجربه مرتبط دارد؟ آیا سوابق کاری مرتبط را جمعآوری کرده است؟ حتی اگر خوداظهاری کند و بگوید «میتوانم»، آیا ما میتوانیم از او استفاده کنیم؟
وی افزود: وقتی شرایط کشور را با گستردگی ایران در نظر میگیریم، به نظر میرسد مشکل دولت الزاماً کمبود مدیر به معنای واقعی نیست؛ بلکه مشکل اصلی، ضعف در تشخیص مدیران اجرایی است که باید به عنوان اولویت نخست مطرح شود.
نبود سازوکار حرفهای و منسجم برای تربیت مدیران
او در پاسخ به این سوال که اگر رئیس قوه مجریه به جای ارائه راهحل مشخص، از دیگران دعوت به اقدام کند، این رویکرد چه تأثیری بر اقتدار و انسجام مدیریتی دولت خواهد داشت؟ گفت: هماکنون دو طرح بهصورت همزمان در کشور در حال اجراست که نشان میدهد ما در برخی حوزهها با ضعف مواجه بودهایم. یکی از این طرحها، برنامه تربیت ۵۰۰ مدیر توسط سازمان امور اداری و استخدامی است و طرح دیگر در وزارت صنعت، معدن و تجارت برای تربیت مدیران صنعتی دنبال میشود. ذات این اقدامات مثبت است، اما یک خلأ بزرگ را آشکار میکند؛ نبود سازوکار حرفهای و منسجم برای تربیت مدیران.
دولت از مدل «خرید استعداد» بهره ببرد
وی افزود: با توجه به ظرفیتهایی همچون وزارت علوم، آموزش و پرورش، سازمان فنی و حرفهای و سایر نهادهایی که رسالت آموزشی دارند، دولت باید به جای مداخله مستقیم در پرورش مدیران، از مدل «خرید استعداد» بهره ببرد؛ یعنی از ظرفیت افرادی که بهصورت حرفهای پرورش یافتهاند استفاده کند.
با بحران مدیریت استعداد در بخش دولتی روبهرو هستیم
این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تأکید کرد: ما در تربیت نیروی انسانی، از جمله در حوزه تربیت مدیران، با مشکلاتی مواجه بودهایم و اکنون با پدیدهای به نام «بحران مدیریت استعداد در بخش دولتی» روبهرو هستیم. سازوکار شناسایی و تشخیص افراد توانمند بسیار مهم است و به نظر میرسد این سازوکارها در حال حاضر شفاف و حرفهای نیست و محل ابهام دارد.
افراد توانمند برای پذیرش مسئولیت خوداظهاری نمیکنند بلکه با تشریفات از آنها دعوت میکنند
وی ادامه داد: معمولاً افراد توانمند، افراد اعلامی نیستند؛ یعنی خوداظهاری نمیکنند. بلکه معمولاً به سراغ آنان میروند و با تشریفات از آنها دعوت میکنند که مسئولیت بپذیرند. این مسئله میتواند پیچیدگیهایی ایجاد کند و این پرسش را به وجود آورد که آیا واقعاً برای تصدی پستهای مهم و کلیدی، افراد باتجربه و آماده در اختیار داریم یا خیر.
کوشکی جهرمی با اشاره به اهمیت جانشینپروری گفت: در بسیاری از دستگاهها شاید گزینه مشخصی برای جانشینی مدیران کلیدی وجود نداشته باشد؛ در حالی که جانشینپروری باید بهصورت جدی در دستور کار قرار گیرد.
او در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر اینکه برخی منتقدان میگویند وقتی رئیسجمهور اعلام میکند هر کسی میتواند وضعیت را بهتر کند به او اختیار میدهیم، این شائبه ایجاد میشود که دولت خود راهحل مشخصی ندارد. از منظر مدیریت دولتی، آیا چنین برداشتی میتواند وجود داشته باشد؟ گفت: در ادوار مختلف، سامانههایی برای دریافت رزومه ایجاد شده و از افراد خواسته شده اگر توانمند هستند رزومه خود را ارسال کنند. بنابراین، این موضوع جدیدی نیست و محدود به دولت فعلی یا هفتههای اخیر هم نمیشود. اما اینکه این سازوکارها تا چه میزان به نتیجه رسیدهاند، محل سؤال است.
کوشکی جهرمی افزود: وقتی از پشت تریبون درباره موضوعی صحبت میشود اما سازوکار اجرایی دقیق برای آن تعریف نمیشود، معمولاً در همان سطح باقی میماند؛ مشابه لینکی که در سایتی قرار میگیرد و افراد رزومه ارسال میکنند، اما روند مشخص و شفافی برای نتیجهگیری وجود ندارد. این قبیل اظهارات بهشدت نیازمند سیاستهای اجرایی روشن است.
میان دعوت عمومی برای پذیرش مسئولیت و شایستهسالاری نوعی مغایرت وجود دارد
وی تصریح کرد: شایستهسالاری در کشورها معمولاً با دعوت عمومی محقق نمیشود. بررسیها نشان میدهد میان دعوت عمومی و تحقق شایستهسالاری نوعی مغایرت وجود دارد و آنچه به شایستهسالاری کمک میکند، سازوکارهای شفاف و عملی برای تشخیص شایستگی است.
کوشکی جهرمی در تاکید کرد: حتی اگر فرض کنیم افراد اعلام آمادگی کنند و سازوکار نیز فراهم شود، واگذاری مسئولیت بدون آمادهسازی و ایجاد فرصتهای کسب تجربه، به احتمال بسیار زیاد منجر به فرسایش سرمایه انسانی خواهد شد. اینکه هر فردی اعلام کند «میتوانم» بدون آنکه مقدمات لازم و فرصتهای ایجاد ظرفیت برای او فراهم شده باشد، بهاحتمال قریب به یقین موجب فرسایش مدیران و سرمایه انسانی کشور میشود.