کد خبر: 202661 A

همزمان با دهه کرامت و به همت مشاور امور ایثارگران شهرداری قزوین، جمعی از مدیران شهری قزوین با خانواده شهید مجید ربانی دیدار و گفتگو کردند.

همزمان با دهه کرامت و به همت مشاور امور ایثارگران شهرداری قزوین، جمعی از مدیران شهری قزوین با خانواده شهید مجید ربانی دیدار و گفتگو کردند.

پدر شهید:

مجید گفت من را از جهاد وشهادت عقب انداختید

محمود ربانی، پدر شهید مجید ربانی گفت: مجید از بچگی با بچه های دیگر فرق بسیاری داشت که خیلی ها به این موضوع اذعان داشتند.

به گزارش ایلنا از قزوین، وی با اظهار اینکه از سه سالگی دنبال این بود در اتاق جداگانه بخوابد، افزود: بعد از شهادتش فهمیدیم که دل و جرات بسیاری داشت.
پدر شهید افزود: مجید یک تفنگ بادی داشت که همشه در زیر زمین تمرین تیراندازی می کرد و تمام دیوار و سقف زیر زمین سوراخ سوراخ بود.
وی ادامه داد: یک بار قرار بود برای عملیات به جزیره مجنون برود چون من به مهاباد رفته بودم به خانواده سپردم نگذارند مجید به جبهه برود تا من بیایم و وقتی برگشتم دیدم مجید خیلی دل شکسته است و با بغض می گفتم شماها من را از جهاد و شهادت عقب انداختید.

مادر شهید:

به من گفت مادر نگران نباش کنارت هستم

مادر شهید ربانی گفت: در زمان مدرسه بخشی از غذایش را به مدرسه می برد که بعدا گفت برای یک از دوستان نیازمندم می برم و دست آخر من و پدرش را قانع کرد که یک دست لباس، کیف و کفش خوب برای آن همکلاسی اش خریدیم و به طور ناشناش به دست آنان رساند.

مادر شهید ربانی با تاکید براینکه یاد شهدا فراموش شدنی نیست، گفت: بعد از شهادت قرار بود در بیمارستان دی تهران عمل جراحی انجام دهم که خیلی مضطرب بودم از خدا کمک خواستم یک دفعه مجید شهیدم را بالای سرم دیدم که دستش را روی شانه ام گذاشتم گفت مادرم نگران نباش من کنارت هست که یک دفعه آرام و قرار گرفتم من بعد از شهادت حضور فرزند شهیدم را هر لحظه کنار خودم حس می کنم.
عباس برزگر ابراهیمی، جانشین فرمانده سپاه استان قزوین، نیز در این دیدار صمیمی گفت: دیدار با پدران و مادران شهدا یک وظایف همگانی است و خودمان در این دیدارها انرژی مضاعف برای خدمت می گیریم.
حسین صلح جو، یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و عضو شورای اسلامی شهر قزوین نیز گفت: مادران و پدران شهدا با بخشی از خصلت های شهدا آشنا بودند در حالی که بیشتر خصائص ممتاز شهدا در جبهه و زمان عملیات ها ظهور می کرد.
وی با اشاره به اینکه رزمنده ها در فضای معنوی جبهه ها خودشان را ساخته بودند ادامه داد: هر کدام از رزمنده ها در جبهه رفتارها عجیبی داشتند و بذل جان می کردند
این عضو شورای شهر قزوین بیان کرد: امیدوارم با عنایت به اینکه شهدا زنده اند و شاهد اعمال همه ما هستند شرمنده شهدا نشویم.
مجید ربانی یکم فروردین ۱۳۴۴ در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش محمود، کارمند و مادرش صدیقه نام دارد و تا دوم راهنمایی درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و سوم مهر ۱۳۶۱ در ترجان سقز هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
وصیت نامه شهید مجید ربانی

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان.

«من یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف نوتیه اجراً عظیماً.».(نساء / ۷۴). و هر کس در جهاد، به راه خدا کشته و یا فاتح گردید، زود باشد که او را(در بهشت ابدی) اجری عظیم دهیم.
با درود بر مهدی(عج)، منجی عالم بشریت و دادگستر جهان و نایب بر حقش، خمینی کبیر[(س)] و با سلام به شهیدان اسلام. اوّل از همه این را می‌گویم که: «ای کاش! میلیون‌ها جان داشتم و فدای اسلام، قرآن، خدا و نایب امام زمان(عج)، خمینی(س) می‌کردم.» من نتوانستم زحماتی را که پدر و مادرم برایم کشیدند، جبران کنم و از این جهت از پدر و مادرم حلالیت می‌طلبم.
ای فرزندان ایران! جهاد کنید در راه خدا و بکشید این کافران را و از قرآن، اسلام و جان و مال خویش دفاع کنید و نگذارید خون این پاسداران و سربازان جان بر کف هدر شود. از نهادهای انقلابی خواستارم رعایت اخلاق اسلامی را با برادران و خواهران خود بکنند، که از ایشان باید «چمران‌» ها ساخته شوند و چشم امید انقلاب همین‌ها هستند، تا منافقین کوردل بدانند که هدف ما اسلام راستین است؛ نه شرقی و نه غربی. ای امت حزب الله! به احدی اجازه‌ی کوچک‌ترین جسارت را به امام خمینی عزیز(س) ندهید.
در پایان از خانم‌های بی‌حجاب خواهش می‌کنم که حجاب شان را رعایت کنند و از خانواده‌ام نیز خواهش می‌کنم که بعد از مرگ من گریه نکنند، که روح مرا سخت عذاب می‌دهد. از پدرم می‌خواهم که بعد از مرگ من، اگر دارایی ای دارم، به جنگ‌زده‌ها بدهد و از برادرم نیز می‌خواهم که درس خود را ادامه داده و در راه انقلاب کوشا باشد. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
مجید ربانی
قزوین
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر