کد خبر: 374167 A

سفیر ایران در دمشق:

ایلنا: خط قرمز سوریه را مردم سوریه تعیین می کنند و هر تصمیمی که مردم سوریه برای خود اتخاذ می کنند، باید از سوی جامعه بین المللی محترم شمرده شود. آنچه برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد، حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه، حفظ و حراست از محور مقاومت و ایستادگی در منطقه در برابر طرح های امریکا و رژیم صهیونیستی و همچنین تامین منافع و مصالح کلان مردم منطقه و تلاش در جهت ثبات و امنیت منطقه در تمامی ابعاد است.

روزنامه اعتماد در مصاحبه‌ای با محمدرضا رئوف شیبانی سفیر ایران در سوریه نوشت: 

کلاف سردرگم سوریه پس از نشست بی نتیجه هفته پیش گروه حامیان این کشور بیش از هر زمان دیگری پیچیده تر شده است. با وجود چهار دور مذاکرات نسبتا موفقیت آمیز، گویا روند سیاسی سوریه هم به وضعیت میدانی و صحنه عملیاتی این کشور گرفتار مبتلاشده و همین موجب شد تا محمدجواد ظریف، پس از پایان نشست اخیر وین بگوید آنچه در نشست مطرح شد تکرار همان روایت ها و سخنان قبلی بود. آینده نامشخص بشار اسد، تلاش های ناکام برای سراسری کردن آتش بس که به شکل مکرر از سوی طرفین نقض می شود و کندی در ارسال کمک های انسان دوستانه که دولت سوریه می گوید برخی از آنها برای گروه های مسلح برای تجدید قوای آنها صورت می گیرد و عدم اجرایی شدن توافقات نشست های پیشین، گره های بازنشدنی بحران سوریه هستند. با این حال، وضعیت سوریه آنچنان بحرانی است که ناکامی نشست موجب متوقف شدن بازیگران موثر در این بحران نشده است. به موازات این مساله، ایران هم کوشش های خویش را در راستای حل و فصل بحران سوریه در حل سامان دادن است و به این اعتبار می توان گفت که پرونده سوریه در کنار پرونده اجرای برجام، به یکی از دو پرونده اصلی دستگاه دیپلماسی تبدیل شده است. نشست اخیر مذاکرات بین المللی سوریه در وین نیز به بهانه ای تبدیل شد تا با تمسک آن گوشه ای از آخرین وضعیت پرونده سوریه را از زبان محمدرضا رئوف شیبانی جویا شویم. سفیر ایران در دمشق که از ابتدای بحران در سوریه حضور داشته است، در این گفت وگو به تشریح سیاست های ایران می پردازد و نمایی از وضعیت سوریه و تلاش های بین المللی را ارایه می دهد. مشروح این گفت وگو در ادامه می آید.
     
پنجمین نشست بین المللی سوریه بدون دستیابی به نتیجه ملموسی به پایان رسید و به قول آقای ظریف حرف های قبلی تکرار شد. چرا این دور از مذاکرات برخلاف نشست های قبلی به نتیجه خاصی دست نیافت؟
مهمترین دلایل و علل عدم پیشرفت در این دور از مذاکرات بین المللی سوریه را می توان در سه محور مورد بررسی قرار داد. محور نخست، اصول و مبانی موارد مورد توافق قرار گرفته در نشست های قبلی است که بر پایه های نادرست و غیرواقعی بنا شده اند و همین موجب شده است تا در مرحله اجرا مشکلاتی ایجاد شود. به طور مثال، در بحث تعیین مناطق آتش بس و مشخص ساختن گروه های تروریستی، شرکت کنندگان در نشست های قبلی، مبانی درستی را برای تصمیم گیری و اجرا اتخاذ نکردند. درگیر شدن منافع کشورهای خارجی در بحران سوریه و اولویت دادن منافع خود در قیاس با منافع مردم سوریه عامل دوم این مساله بود. متاسفانه در بحران سوریه، منافع مردم سوریه در پشت سیاست های برخی کشورها قرار گرفته است. محور سوم، سیطره نیت های غیرصادقانه مجریان تصمیمات متخذه در نشست های مذکور است. این مساله به گونه ای است که موجب شده تا برای بسیاری از ناظران تحولات میدانی و سیاسی در سوریه در رابطه با رفتار مجریان سیاست ها شبهه ایجاد شود. این شبهه مبنی بر این است که اراده مجریان سیاست ها بر این است تا در دو جهت اقدام کنند: نخست، تقویت جریان های مسلح در میدان از حساب دولت، ارتش و مردم سوریه و دوم، دستیابی به اهدافی که از طریق نظامی امکان حصولش فراهم نبود که راس در این اهداف، کمک تمام عیار به روند تحولات در راستای اسقاط حاکمیت در سوریه است.
جان کری پس از پایان نشست دیروز گفت که اجرای توافقات قبلی مهم ترین چالش است. آیا با تشکیل یک کمیته اجرایی می توان به عملی ساختن توافقات قبلی کمک کند؟
متاسفانه تا زمانی که نگاه نظامی به عنوان تنها راه حل بر رفتار جمعی برخی کشورهای عضو این نشست حاکم باشد، امکان خروج از بحران سوریه فراهم نیست. امریکا و برخی کشورهای حامی تروریسم به این نشست و دیگر تلاش های بین المللی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف خود در سرنگونی نظام و حاکمیت سوریه نگاه می کنند. به نظر من، هنوز اراده واقعی برای حل سیاسی بحران سوریه و پذیرش طرف مقابل و مشارکت سیاسی به عنوان راه حل در نگاه امریکا، عربستان، ترکیه و دیگر حامیان تروریسم شکل نگرفته است بنابراین تا زمانی که تغییر رویکرد در رویکرد این کشورها ایجاد نشود، تشکیل هر مجموعه جدید یا برپایی کمیته های دیگر تاثیر قابل توجهی در حل بحران سوریه نخواهد داشت.
در نشست اخیر همچنان بر حفظ آتش بس و گسترش آن و ارسال کمک های انسانی تاکید شده است در حالی که هفته های قبل شاهد نقش آتش بس از سوی طرفین بودیم. تا چه اندازه فکر می کنید امکان متحقق شدن این مساله موجود دارد؟ به عبارت دیگر، مهم ترین ضعف سازوکار کنونی چیست؟
علت اصلی عدم اجرای کامل آتش بس، تفکیک غیرمنصفانه گروه های مسلح تحت عناوین تروریسم معتدل و افراطی است. این روش امریکا در سوریه نخستین تجربه شکست خورده آنها در منطقه نبوده است. امریکا همین تجربه را در افغانستان، عراق، لیبی و دیگر نقاط تکرار کرده و متاسفانه به دلیل همین رویکرد اشتباه غرب و نظام سلطه است که منطقه ما در دریای وحشیانه ترین اشکال تروریسم غوطه ور شده است. اراده امریکا در منطقه متاسفانه بر مبنای اصل شکل دهی به بحران های مدیریت شده قرار گرفته و بنابراین در نگاه امریکا و دیگر کشورهای حامی تروریسم حل سیاسی بحران و ریشه کنی تروریسم، معنا و مفهومی ندارد.
مساله آتش بس مورد تاکید اکثریت بازیگران موثر در سوریه از جمله ایران، روسیه و امریکا است. برای عدم تکرار نقض آتش بس چه سازوکاری باید به وجود بیاید؟ پیشنهاد ایران چیست؟
برخورد با تروریسم به شکل یکپارچه بهترین راه حل دستیابی به ثبات و آرامش در منطقه است. تفکیک تروریسم به تروریسم خوب و بد، فضا و مجال را برای جریان های تروریستی و مسلح فراهم می کند تا به اقدامات تروریستی شان در منطقه ادامه بدهند. تا زمانی که این تناقض در رویکرد امریکا نسبت به پدیده تروریسم وجود دارد، امکان خاموش شدن حرکت های تروریستی در منطقه وجود نخواهد داشت.
ایران برای حفظ آتش بس از سوی دولت سوریه، چه فشارهایی به بشار اسد آورده است؟
آن چیزی که در حفظ آتش بس از اهمیت برخوردار است، ضرورت وجود ضمانت اجرایی برای آتش بس و تنبیه طرفی که موجب نقض آتش بس می شوند، است. در مکانیزم پیش بینی شده، علاوه بر تناقضی که به آن قبلااشاره کردم، برای برقراری آتش بس هیچ راهکار عملی و تاثیرگذار برای ممانعت از نقض آتش بس از سوی گروه های مسلح پیش بینی نشده و از نظر بنده، امکان طراحی این راهکار تا زمانی که سیاست های امریکا بر مبنای رویکرد دو گانه در قبال تروریسم حرکت کند، وجود نخواهد داشت. به بیان دیگر، جریان های مسلح موجود در صحنه، هیچ التزام و تعهدی در برابر قوانین و مقررات بین المللی نداشته و به راحتی با تغییر نام خود از پذیرش مسوولیت حفظ و مراقبت از آتش بس شانه خالی می کنند. اینکه جریان های تروریستی را به جریان معتدل و افراطی یا تروریسم خوب و بد تقسیم کنیم، راه برای فرار این گروه ها از پذیرش مسوولیت بین المللی باز گذاشته خواهد شد. این اشکالی است که در حال حاضر به عنوان مهم ترین عامل نقض آتش بس در صحنه مشاهده می شود. دولت سوریه به عنوان عضو جامعه جهانی در برابر قوانین و مقررات بین المللی از یکسو و همچنین در قبال مردم حامی خود از سوی دیگر، مسوولیت پذیر بوده و به دلیل نگرانی از رفتارهای غیرمسوولانه امریکا و کشورهای حامی تروریسم همواره پیشقدم اجرای توقف اعمال خصمانه بوده است. در این راه دولت سوریه، علاوه بر تعهدات بین المللی خود رعایت سیاست های متخذه از سوی کشورهای دوست و حامی خود از جمله جمهوری اسلامی ایران و روسیه را در موضوع حفظ آتش بس و ارسال کمک های انسانی همواره مدنظر قرار داده و می دهد.
دولت سوریه در نقض آتش بس اقدامی انجام داده است؟
دولت سوریه در نقض آتش بس متهم ردیف اول نیست.
پس ممکن است که نقض آتش بسی هم از سوی دولت سوریه صورت گرفته باشد؟
طبیعی است که دولت سوریه در مقابل نقض آتش بس طرف مقابل، اقداماتی را هم انجام دهد ولی عامل اصلی برهم خوردن آتش بس در سوریه، بی توجهی و غیرمسوولانه کشورهای مسلح و کشورهای حامی تروریسم است.
عادل الجبیر گفته است که اکنون نوبت اجرای طرح جایگزین (پلان بی) در خصوص سوریه است. این طرح به معنای حضور نظامی مستقیم عربستان در سوریه است؟ آیا این طرح با حمایت امریکا است؟
عربستان، ترکیه، امریکا و رژیم صهیونیستی فرصت ایجاد شده در سوریه را فرصتی طلایی برای تغییر رژیم در این کشور می دانند و بنابراین از هر فرصتی برای نزدیک شدن به این هدف بهره برداری می کنند. به اعتقاد بنده، این رویکرد ترکیه و عربستان بیش از آنکه برخاسته از نگاه استراتژیک این دو کشور باشد، در حال حاضر بیشتر ناشی از نگرانی در رابطه با چیدمان سیاسی آینده منطقه با حفظ سوریه بشار اسد است. به نظر من، حس عربستان در اتخاذ طرح جایگزین و حضور نظامی مستقیم در سوریه قبل از آنکه واقعی باشد، یک بلوف نظامی و سیاسی است. عربستان و ترکیه نباید فراموش کنند قدرت های بزرگ، هزینه های هنگفتی را در دخالت در کشورهای دیگر پرداخت کرده اند. عربستان و ترکیه قطعا تحمل پرداخت هزینه های مشابه را نخواهند داشت. البته نباید فراموش کرد عربستان و ترکیه تا همین حد هزینه های دخالت خود در بحران سوریه را پرداخت کرده اند. رویکرد امریکا و رژیم صهیونیستی نیز در این باره، درگیر کردن بیشتر کشورهای منطقه در بحران های کنونی است. اینکه امریکا تا پایان راه حامی ورود و دخالت مستقیم عربستان در بحران سوریه خواهد بود و چتر حمایتی خود را سر این رفتار حفظ خواهد کرد باید به آینده تحولات سپرد.
در صورتی که عربستان یا ترکیه وارد جنگ با سوریه شوند و دخالتش را به صورت مستقیم کند، آیا ایران حاضر خواهد بود تا نیروهای نظامی بیشتری را به سوریه اعزام کند؟
حضور نظامی ایران در سوریه بر اساس درخواست دولت قانونی سوریه و در حد ارایه مشاوره های نظامی است. چنانچه دولت سوریه نیاز به افزایش مشاوره های نظامی از سوی جمهوری اسلامی داشته باشد، ایران این درخواست را مورد بررسی قرار خواهد داد.
در صورتی که دولت سوریه از ایران بخواهد سطح حضور نظامی اش را مانند سطح حضور نظامی روس ها بکند، آیا ایران این کار را خواهد کرد؟
نگاه راهبردی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای حل سیاسی بحران قرار گرفته است، قطعا اولویت تصمیم گیری در سیاست های کلان ایران برتلاش گسترده و بی شایبه برای کاهش هرگونه احتمال درگیری نظامی و افزایش راه حل های سیاسی بنا شده است.
هم اکنون وضعیت میدانی سوریه چگونه است؟ آیا کاهش حضور نظامی روسیه به معنای تغییر موازنه صحنه میدانی در سوریه است؟
     روند کلی تحولات سوریه به اعتقاد کارشناسان سیاسی و نظامی به نفع مردم و دولت سوریه و همچنین محور مقاومت و کشورهای حامی سوریه است. باید دانست با یک برش مقطعی از روند تحولات میدانی در سوریه نمی توان به یک استنتاج کلی رسید. منحنی تحولات میدانی و سیاسی در سوریه از ابتدای بحران تاکنون، یک منحنی رو به بالااست. تغییری صورت نگرفته و حرکت، حرکتی مثبت است.
هم اکنون وضعیت رایزنی های ایران و روسیه درباره سوریه در چه سطحی است؟
ایران و روسیه در ابعاد کلان سیاسی و رفت و آمدها هیات ها و هماهنگی در میدان رایزنی ها ادامه دارد. رویکرد استراتژیک روسیه در قبال بحران سوریه بر مبنای حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه قرار گرفته است و بازگشت پذیر هم نخواهد بود. نگاه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران درباره سوریه نیز با روسیه تطابق های بسیاری دارد.
ما در چه مواردی با روس ها اختلاف نظر داریم؟
هم اینک بحث در رابطه با اختلاف نگاه با یک هم پیمان نیست. آنچه مدنظر ایران و مقامات روسیه است، نگاه مشترک برخاسته از مسوولیت بین المللی دو کشور در قبال یک عضو جامعه بین المللی است. هم تهران و هم مسکو بر ضرورت دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی یک عضو دیگر جامعه بین المللی به عنوان اولویت رفتاری خود در صحنه جهانی را اتخاذ کرده اند.
در ماه گذشته شاهد اعلام اعزام ٢٥٠ نظامی امریکایی به سوریه بودیم. معنای اعزام این نیروها به سوریه در حالی که امریکا عدم علاقه مندی خویش را به حضور نظامی مستقیم در خاورمیانه نشان داده است، چیست؟
شما به تناقض رفتار و گرفتار امریکا اشاره کردید. این نخستین بار نیست که افکار عمومی شاهد تناقض امریکا در برابر تحولات منطقه ای و بین المللی است. امریکا در برابر تحولات سوریه دچار سردرگمی سیاسی شده است و در اتخاذ رفتارهای با ثبات در برابر این بحران به شدت دچار ضعف شده است و تلاش بسیاری در جهت رفع این نقیصه به عمل می آورد. آنچه از تحولات در نگاه امریکا قابل قرائت است، عدم اطمینان به آینده قابل اعتماد از این تحولات است بنابراین رفتارهای متناقضی را از رفتارهای این کشور در قبال بحران سوریه مشاهده کرده و می کنیم.
آیا قبول دارید که امریکایی ها سیاست های شان را در رابطه با سوریه تعدیل کرده اند؟
قطعا؛ آنها وادار به تعدیل سیاست های شان شده اند و این تعدیل از ناچاری بوده است اما این تعدیل در سیاست ها با اراده و خواسته امریکا صورت نگرفته است. امریکا اگر مجالش را پیدا می کردند، براساس مواضع ابتدایی شان تحولات آتی را طراحی می کردند. با این حال، ایستادگی و مقاومت مردم سوریه و حمایت کشورهای حامی مردم سوریه موجب شده است تا امریکا به برخی از واقعیات صحنه میدانی و سیاسی در بحران سوریه را اعتراف کند.
تاکنون چهار دور مذاکرات میان دولت سوریه و معارضه صورت گرفته است. مهم ترین موانعی که موجب عدم دستیابی به توافق میان گروه های سوری شده است، چیست؟
مهم ترین موانعی که در این رابطه وجود دارد را می توان در چهار محور دسته بندی کرد: نخست، اصرار جریان معارضه برای سرنگونی نظام حاکم در سوریه. دوم، عدم استقلال در تصمیم گیری در تیم معارضه به دلیل سیطره یافتن منافع کشورهای حامی معارضه نسبت به منافع مردم سوریه. سوم، فاصله بسیار زیاد میان نگاه دو تیم مذاکره کننده نسبت به راه حل بحران. چهارم، نگاه گذرا و ابزاری معارضه به کمیته ها و نشست های بین المللی و تصمیمات متخذه از سوی آنها با هدف تقویت مواضع میدانی خود و تسلیح هرچه بیشتر عناصر خود.
در جریان مذاکرات ژنو، شاهد بروز اختلافات میان جریان های معارضه بودیم و همین روند مذاکرات را با کندی مواجه ساخته است. چرا غرب نتوانسته است تا معارضین را به اجماع برسند؟
این مساله را می توان در تضاد منافع دانست. کشورهای مختلف که هر کدام دستجات مختلف معارضه را مورد حمایت قرار می دهند، هر کدام از منافع مختلف برخوردار هستند که بعضا هر کدام دچار تضاد در این رابطه هستند. همین تضاد منافع کشورها نیز موجب عدم وحدت در میان گروه های حامی این کشورها شده است.
یکی از انتقاداتی که به ایران می شود، عدم رابطه موثر و تاثیرگذار با جریان های مختلف معارضه است. آیا ایران تلاشی برای ارتباطات خویش با جریان معارضه انجام داده است؟
به دلیل قرار گرفتن در کنار دولت سوریه در جهت دفاع از منافع فرامرزی مان و همچنین دفاع از یک کشور عضو جامعه جهانی که مورد تهدید گروه های تروریستی قرار گرفته است، طبیعی است دیگر رفتارهای ایران تحت الشعاع این سیاست کلان قرار بگیرد ولی شایان ذکر است جمهوری اسلامی ایران در مقوله معارضه از ابتدای بحران سوریه با دو طیف از معارضین در ارتباط مستمر بوده است: طیف نخست این معارضه، معارضه داخل که بخشی از افکار عمومی داخل را مدیریت می کند و طیف دوم، بخشی از معارضه خارج است که اولااعتقادی به راه حل نظامی ندارد و ثانیا به هرگونه دخالت خارجی در بحران مخالف هستند و ثالثا بر حل سیاسی بحران از طریق مشارکت جمعی همه طرف ها از جمله حکومت فعلی سوریه اعتقاد دارند. البته نباید فراموش کرد در حال حاضر، به دلیل ورود مستقیم و پر حجم بازیگران منطقه ای و بین المللی بیش از آنکه نقش معارضه مستقل در حل بحران تاثیرگذار باشد، رویکرد و منافع کشورها در حل و فصل یا استمرار این بحران اثرگذار است.
نظر ایران نسبت به حضور کردها در مذاکرات ژنو چیست؟
به اعتقاد بنده، به سوریه به عنوان یک کشور یکپارچه باید نگاه کرد. تقسیم سوریه در این بحران براساس ادیان، مذاهب و قومیت ها، نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد بلکه بر پیچیدگی بحران خواهد افزود. متاسفانه رفتار نظام سلطه در قبال بحران های منطقه ای و به ویژه بحران های جاری در منطقه حساس و راهبردی غرب آسیا، همواره براساس تقویت نگاه مذهبی طایفه ای و قومیتی بنا شده است که بی تردید این نگاه در تضاد با منافع کلان مردم و کشورهای این منطقه است. متاسفانه برخی از کشورها نیز بدون توجه به حساسیت های کلان منطقه ای از اهرم قومیتی برای تسویه حساب با رقبای منطقه ای و بین المللی خود استفاده می کنند.
این سخن به معنای مخالفت با حضور کردها در مذاکرات سوریه است؟ 
در تیم مذاکره کننده سوری، شخصیت هایی اعم از کرد، مسیحی و دیگر طیف های جامعه سوریه حضور دارند بنابراین دولت سوریه هیچ گونه نیازی به طرف کردی به عنوان یک جهت مستقل مذاکراتی ندارد و اعتقادی در این باره ندارد.
در زمانی که سرگئی لاوروف می گوید بشار اسد متحد روسیه نیست، آیا بشار اسد خط قرمز ایران محسوب می شود؟
خط قرمز سوریه را مردم سوریه تعیین می کنند و هر تصمیمی که مردم سوریه برای خود اتخاذ می کنند، باید از سوی جامعه بین المللی محترم شمرده شود. آنچه برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد، حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه، حفظ و حراست از محور مقاومت و ایستادگی در منطقه در برابر طرح های امریکا و رژیم صهیونیستی و همچنین تامین منافع و مصالح کلان مردم منطقه و تلاش در جهت ثبات و امنیت منطقه در تمامی ابعاد است.
گفته می شود بشار اسد مقبولیت خویش را در میان علویان سوریه از دست داده است. این مساله صحت دارد؟
من این اخبار را در قالب جنگ روانی می بینم.
ایران در حاشیه یکی از نشست های مذاکرات بین المللی سوریه، عضو کمیته تعیین گروه های تروریستی شد. تاکنون رایزنی ها در این باره در قالب آن کمیته به کجا رسیده است؟
آن کمیته با رفتارهای غیرمسوولانه امریکا و برخی حامیان گروه های تروریستی از حیز انتفاع خارج شده است.

 

محمدرضا رئوف شیبانی سفیر ايران در سوریه
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر