کد خبر: 225597 A

رسول منتجب‌نیا:

اصلاحات دوم خرداد ۷۶ برای اصلاح ساختارهای ناکارآمد اداری وحفظ ساختار نظام جمهوری اسلامی و تقویت آن آمده بود. رهبران اصلاحات هم این نظر را قبول دارند، از آقای خاتمی تا آیت ا… هاشمی رفسنجانی این نظر را قبول دارند که اصلاحات به دنبال بهبود وضع، اجرای قانون و حفظ نظام است.

سرویس سیاسی: «اشتباه اصلاح طلبان، قطع شدن ارتباط اصلاح طلبان با مسئولین ارشد نظام بود، اصلاح طلبان امروز باید ازگذشته درس گرفته و اجازه ندهند کسی یا جریانی میان آنان و سران نظام قرار بگیرد، بعد از تندروی های که عده خاصی از فعالین سیاسی در دوره اصلاحات و بعد ازسال ۸۸ انجام دادند رابطه ساختاری اصلاح طلبان با سران نظام دچار مشکل شد، اکنون زمان آن فرا رسیده است که اصلاح طلبان ارتباط ساختاری خود را با سران نظام بهبود ببخشد» اینها جملاتی است که حجت السلام و المسلمین رسول منتجب نیا عضو ارشد حزب اعتماد ملی می گوید. همگان به درستی می دانند که نقد گذشته سخت نیست، شجاعت و درایت می خواهد، جریانی از نقد گذشته خود می ترسد که هیچ برنامه ای برای آینده نداشته باشد. به تعبیری دیگر جریانی نقد گذشته را بر نمی تابد که مرده است. اما جریان اصلاح طلبی درمنظر اصلاح طلبان واقعی موجودی زنده وپویا است. تلاش گر است وهر لحظه سعی می کند وضعیت خود را بهبود ببخشد. اصلاح طلبی عمارتی ویرانه وکهنه نیست که نقد آن را برنتابد و از وزیدن نسیم نقد منصفانه بر حذر باشد. جریان اصلاح طلبی عمارتی است، محکم و استوار که نقد و بازخوانی عملکرد گذشته، پی آن را محکم تر و عمارت را مستحکم می کند. متاسفانه برخی از دوباره مطرح شدن آرمان های سال ۷۶ وحشت دارند. و آن را مغایر با منافع خود ساخته؛ تصور می کنند. معنای بازتعریف، بازخوانی، نواصلاح طلبی و هزاران نام دیگر عبور از گفتمان اصلاحات و بنیاد نهادن عمارتی دیگرنیست؛ بلکه دوباره گویی ویادآوری آرمان های خرداد ۷۶ است. نقد عملکردگذشته چراغ راه آینده اصلاح طلبان است، به همین دلیل با رسول منتجب نیا به گفت و گو پرداختیم. مشروح مصاحبه حجت السلام و المسلمین رسول منجب نیا با ندای ایرانیان در ذیل آمده است:

*گفتمان اصلاحات و جریان اصلاح طلبی، امروز درچه شرایطی قرار دارد؟

افکار عمومی جامعه ما این روزها بیش ازهرچیز اصلاح طلبان و گفتمان اصلاح طلبی را می پذیرد. پس از انتخابات خرداد ۹۲ و حتی کمی پیش از آن این گفتمان اصلاح طلبی است که گفتمان غالب جامعه شده بودو اغلب طیف های اجتماعی امروزایران نسبت این گفتمان غالب تمایل دارند. البته بخشی از جامعه؛ گفتمان اصول گرایی را می پسندد. بنابراین از نظر افکار عمومی و مقبولیت در میان مردم اصلاحات در وضعیت مطلبوبی قرار دارد. دردولت یازدهم هم که به واسطه حمایت های برخی فعالین سیاسی اصلاح طلب روی کار آمد، روحیه اصلاح طلبی غالب است. دکتر حسن روحانی، با شعار ها و گفتمانی نظر طبقه اجتماعی نزدیک به اصلاح طلبان را جمع کرد که همان شعار و گفتمان اصلاحات بود. درطول یک سال و چند ماهی که این دولت روی کار آمده است، گفتارورفتار رئیس جمهور یازدهم بیش از هر چیز به گفتمان اصلاحات نزدیک است. آنچه که اکنون فعالین سیاسی اصلاح طلب را نگران کرده است، این است که بخشی از ارکان نظام جمهوری اسلامی با دولت روی کار آمده همراهی نمی کند. مجلس شورای اسلامی به عنوان بازوی نظارتی و قانون گذاری کشور همراهی لازم را با دولت ندارد. به طور مثال در طول یک سال گذشته، رئیس جمهور تا کنون ۵ نفر را برای تصدی، پست وزارت علوم معرفی کرده است اما تا به امروز این وزارت خانه مهم و کلیدی فاقد وزیر است. این امر چیزی نیست جز کارشکنی اقلیتی تندرو در کار دولتی که رای اکثریت جامعه را از آن خود کرده است و تابع گفتمانی است که جامعه آن را می پذیرد و نسبت به آن روی خوش نشان می دهد. در مجلس شورای اسلامی کسانی میدان داری می کنند که به طور کلی، حضور اصلاح طلبان در مناصب مدیریت اجرایی کشور را برنمی تابند. این وضعیت مشخص اصلاحات در شرایط امروز است. دولت اصلاح طلبان را می پذیرد اما برخی از جریان های سیاسی که پایگاهی در حاکمیت دارند وجود جریان اصلاح طلبی و گفتمان اصلاحات را نمی پذیرند.

*پایگاه اصلاح طلبان در جامعه امروزنسبت به ۸ سال گذشته؛ چه تغییری داشته است؟ آیا هنوز اقبالی که مانند دوران اصلاحات(بعد ازدوم خرداد۷۶) به این گفتمان داشتیم؛ وجود دارد؟

وضعیت اصلاح طلبان و اصلاح طلبی در طول چند سال اخیر بهتر از گذشته شده است. به طور واضح می توانم ادعا کنم، بعد از ناتوانی دولت های نهم و دهم از اجرای وعده ها و شعارهای خود و ناکارآمدی مدیریتی که در ۸ سال اخیر شاهد بودیم، دوباره اکثریت جامعه به گفتمان تغییر وضع موجود روی آوردوبازهم می توان ادعا کرد که نماینده گفتمان تغییر در وضع موجود اصلاح طلبان هستند.

*برخی مخالفان اصلاحات وحضور اصلاح طلبان ادعا می کنند. اصلاح طلبان با نظام جمهوری اسلامی زاویه دارند. آیا این ادعا در چارچوب گفتمان اصلاح طلبی که از دوم خرداد ۷۶ آغاز شد؛ جای دارد؟

وقتی که می گوییم اصلاح طلبان، منظور بخش عظیمی از مردم و فعالین سیاسی و اجتماعی است. این بخش عظیم جامعه متفاوت هستندو از تفکرات مختلف دراین گفتمان حضور دارند و بهتر بگوییم خود را تعریف می کنند و می گنجانند. اما در راس اصلاح طلبان و یا به تعبیری بهتر جریان اصلاح طلبی، کسانی قرار دارند که در پیروزی انقلاب اسلامی سهم موثری داشتند و پس از آن هم در جنگ تحمیلی نقشی موثر و پر رنگ ایفا کردند. در راس جریان اصلاحات کسانی قرار دارند، که بخش زیادی از عمر خود را صرف انقلاب اسلامی و آرمان های انقلاب و امام(ره) کردند و اکنون هم در این راستا گام برمی دارند. افرادشاخص جریان اصلاح طلبی آدم های بی ریشه ای نیستند. واضح تر بگویم سوابق مشخص انقلابی افراد حاضر در جبهه اصلاحات و وفاداری آنها به نظام جمهوری اسلامی مهم ترین دلیل من برای رد ادعای مخالفان حضور اصلاح طلبان در صحنه است. به طور مثال من ۵۳ سال است که همراه انقلاب بودم از سال ۴۰ یا ۴۱ همراه امام(ره) بودیم واکنون هم تلاش می کنیم تا درخط امام(ره) و مسیر انقلاب گام برداریم، نه تنها من اغلب اصلاح طلبان چنین سوابقی دارند.

*تعریف شما از گفتمان اصلاحات چیست؟ اصلاحات در دوم خرداد ۷۶ می خواست به کجا برسد؟

اصلاحات از سال ۱۳۷۶؛ تعریف مشخص داشت. این تعریف تا به امروز تغییری نکرده است البته در طول سالیان گذشته برخی سعی کردند؛ گفتمان مد نظر خودشان را به جای اصلاحات معرفی کنند. اما اصلاحات از همان اول، بر مبنای اصلاح امور در چارچوب قانون اساسی آمد؛ اصلاح طلبان از همان ابتدا این گفتمان را در چارچوب قانون اساسی و همین نظام تعریف کردند. اصلاحات برای بهبود وضع موجود در چارچوب نظام جمهوری اسلامی آمد. اصلاح طلبان در نظر داشتند و اکنون هم به دنبال اجرای قانون اساسی و پرهیز از انحرافات بوده اند. اصلاحات تعریف شد تا مردم سالاری، دموکراسی خواهی، مبارزه با فساد، قانون گرایی و عقل گرایی بر مبنای جمهوری اسلامی باشد. به معنای دیگر از همان ابتدا می خواستیم گوهر واقعی انقلاب اسلامی را به جامعه نشان دهیم و این انقلاب را از هر گونه انحراف دور کنیم. هدف واقعی دوم خرداد و اصلاح طلبان شناسنامه دار این بود. برخی از فعالین سیاسی، متاسفانه به اشتباه اصلاحات را براندازی معنی کردندو برخی دیگر غرض ورزانه و یا از روی ناآگاهی تندروی هایی انجام دادند که بیشتر بهانه آفرید. اصلاح طلبان از همان روزهای آغازین می خواستند و اکنون هم به دنبال اصلاح نابسامانی ها بودند. ما معتقدیم نظام جمهوری اسلامی در انقلاب و راه امام(ره) ریشه دارد بنابراین نظام را از خود می دانیم و اصلاحات از همان ابتدا برای اعتلای این نظام گام برداشت.

*اصلاحات به قول شما یک جریان است. برخی می گویند اصلاحات برای تغییر آمده است و گفتمان اصلاحات تغییر وضع موجود است، این نظر تا چه حد درست است؟

اصلاحات دوم خرداد ۷۶ برای اصلاح ساختارهای ناکارآمد اداری وحفظ ساختار نظام جمهوری اسلامی و تقویت آن آمده بود. رهبران اصلاحات هم این نظر را قبول دارند، از آقای خاتمی تا آیت ا… هاشمی رفسنجانی این نظر را قبول دارند که اصلاحات به دنبال بهبود وضع، اجرای قانون و حفظ نظام است.

*حفظ نظام از نظر شما به چه معنا است؟

حفظ نظام یعنی اینکه ما ضعف ها را برطرف کنیم. بدین ترتیب هم نظام تقویت می شود و هم مردم در رفاه و امنیت قرار خواهند گرفت. فرض کنید در فضای اداری کشور فساد اقتصادی رواج پیدا کند؛ قطعا در نظر مردم به چهره دولت و نظام خدشه وارد می شود. یکی از اهداف مشخص اصلاح طلبان اصلاح، نظام اداری ناکارآمد بود. اگر هم افراد شاخص اصلاح طلب از فساد اقتصادی و اداری دوره ای انتقاد کردند؛ گام برداشتن در جهت آرمان های اصلاح طلبی بود واکنون هم اصلاحات در ذیل همین مفهوم معنا پیدا می کند. اختلاس و دزدی و سوء استفاده شایسته نیست. بنابراین، اگر در دولتی برخی از مقامات اجرایی؛ تخلفی انجام دادند؛ باید با آنها برخورد شود نه اینکه رئیس دولت از آنها دفاع کند. تمام دستگاهها باید با آن فرد مطابق قانون برخورد کنند. اصلاحات خرداد ۷۶ همین را می گوید؛ بزرگان اصلاحات هم بر قانون گرایی تاکید می ورزند. همانطور که در دولت گذشته شاهد بودیم و اصلاح طلبان هشدار داده بودند. وقتی متخلفان پرونده ۳ هزار میلیاردی آزادهستندودرمجالس آزادانه می چرخند، وظیفه دلسوازان است که قانون گریزی را هشداردهند. گفتمان واقعی اصلاحات می گوید عبور ز قانون با روح جمهوریت درتناقض است. ازهمان ابتدا بهترین راه را برای نجات کشور اصلاحات دیدیم، پس اصلاح طلبی به معنای براندازی نیست، بلکه حرکت به سمت شایسته سالاری است. متاسفانه برخی حوادث۸۸ را امروز بهانه قرار دادند تا بدین ترتیب جریان اصلاح طلبی را متوقف کنند. ما معتقدیم اگر اصول گرایان منصف هم فکر کنند، در نهایت اصلاح طلبی را برخواهند گزید و بر راه اصلاح طلبی صحه خواهند شد.

*چرا برخی سعی می کنند؛ اصلاحات را در خارج از چارچوب های نظام تعریف کنند؟

فعالین سیاسی تندرو در هردو جناح و جریان فکری کشور حضور دارند. اما نباید کنترل یک جریان بدست گروههای تندرو و منفعت طلب بیافتد برخی منافع شان در شرایط فعلی اقتضاء می کند اصلاح طلبان خارج از چارچوب نظام تعریف شوند. در حالیکه گفتمان اصلاح طلبی این گونه نیست. برخی دیگر هم چون اصلاح طلبان واقعی را در تعارض با منافع خودشان ومانعی برمقاصدشان می بینند از هر روشی برای تهمت زدن به اصلاح طلبان واقعی بهره می برند. اصلاح طلبان هرعیبی که داشته باشند؛ دزد نیستند و هر عیبی که داشته باشند در جهت ضربه زدن به کشور گام برنمی دارند.

*اصلاح طلبان چه نوع رفتار سیاسی باید داشته باشند تا این اتهام ها به آنها زده نشود و یا کنترل این جریان در دست افراد تندرو قرار نگیرد؟

باید اعتراف کنم که اگر اصلاح طلبان اشتباه سال ۸۴ را مرتکب نمی شدند، ۸ سال دولت احمدی نژاد روی کار نمی آمد. اگر بخواهیم گذشته اصلاحات و اصلاح طلبان را نقد کنیم لازم است بگوییم؛ اولین اشتباه اصلاح طلبان نداشتن وحدت و انسجام بود. از سال۷۶ یکی از مهم ترین ضعف های اصلاح طلبان نداشتن وحدت بود و بارزترین نماد عدم وحدت در سال ۸۴ و انتخابات ریاست جمهوری آن سال به رخ کشیده شد. البته اصلاح طلبان در سال ۹۲روند اشتباه گذشته را ادامه ندادند وموفقیت هم کسب کردند؛ دومین اشتباه، قطع شدن ارتباط اصلاح طلبان با مسئولین ارشد نظام بود، اصلاح طلبان شاخص امروز باید ازگذشته درس گرفته و اجازه ندهند کسی یا جریانی میان آنان و سران نظام قرار بگیرد. به معنای دیگر، عدم ارتباط مستمرمیان اصلاح طلبان وسران نظام بهانه را برای سودجویان و سوء استفاده کنندگان فراهم می کند. بنابراین باید از اشتباه گذشته درس گرفت و این ارتباط را نباید قطع کرد و یا به فراموشی سپرد. بعد از تندروی های که عده خاصی از فعالین سیاسی در دوره اصلاحات و بعد ازسال ۸۸ انجام دادند رابطه ساختاری اصلاح طلبان با سران نظام دچار مشکل شد، اکنون زمان آن فرا رسیده است که اصلاح طلبان ارتباط ساختاری خود را با سران نظام بهبود ببخشند. سومین اشتباه اصلاح طلبان، دور شدن اصلاح طلبان و جریان های اصلاح طلبی از جامعه و طبقه اجتماعی حامی آنان بود. در برهه ای از تاریخ اصلاحات، برخی از فعالین سیاسی با روشنفکر مآبی ارتباط خود را با اقشار حامی گفتمان اصلاحات قطع کردند و به تعبیری دیگر سخن آنان را نشنیدند، حتی بهتر بگویم برخی از اصلاح طلبان حصاری دور خود کشیدند و تصور کردند و به دیگران هم القاء کردندکه مردم همراه آنان هستند و سخن آنان را می فهمند در حالی که این گونه نبود در شرایط فعلی لازم است که اصلاح طلبان با مردم حرف بزنند. اشتباه ما در چند سال گذشته حرف نزدن با مردم و درک نکردن برخی از نیازهای روزمره آنان بود. اکنون زمان آن فرا رسیده است که اصلاح طلبان، گفتمان اصلاحات را بازتعریف کنند. درست است که اصلاح طلبان تریبون خاصی ندارند اما از هر تریبونی بایدبهره جسته و از آن برای بازخوانی و بازتعریف اصلاحات باید بهره بگیرند.

آرمان های انقلاب اصلاح طلبان انتخابات انقلاب اسلامی جنگ تحمیلی قانون مجلس شورای اسلامی مصاحبه نظام جمهوری اسلامی هاشمی رفسنجانی
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر