کد خبر: 235494 A

همه آمده بودند!زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوزاد. عشق به امام رضا(ع) حدود ۱۰۰ هزار نفر را آورده بود تا در هوای مه آلود و سرد دومین روز زمستان، آخرین روز ماه صفر را با مولایشان عشق بازی کنند.

همه آمده بودند! زن و مرد، پیر و جوان، کودک و نوزاد. عشق به امام رضا(ع)، حدود ۱۰۰ هزار نفر را آورده بود تا در هوای مه آلود و سرد دومین روز زمستان، آخرین روز صفر ۱۴۳۶ ه. ق را با مولایشان عشق بازی کنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری ایلنا، پیرزنی عصا زنان و لنگ لنگان خود را با جمعیت همرا کرده بود؛ پرسیدم «مادر جان تا کجا می خواین بیاین؟» لبخند زد و گفت «تا هر جا که بتونم… تا خود حرم آقا.» گفتم چرا؟ جواب داد که: «من که دستم به ضریح آقام امام رضا نمی رسه، گفتم بیام پابوس برادرش برای شفاعت.»

پیرمردی دست فرزند بیمارش را گرفته بود تا در جمعیت گم اش نکند! پسرش سندرم داون داشت و خسته از پیاده روی. پیرمرد دستش را گرفته بود و می گفت «بیا، زود می رسیم؛ مادرت جلوتر منتظرمان است؛ می خواهیم برویم پیش آقا»؛ این جملات کافی بود تا پسر با پدرش همراه شود.

پدری دیگر دخترش را بر شانه ها نشانده بود و مردی جوان هم کفش هایش را در دست گرفته بود و پا برهنه طی مسیر می کرد.

نصف ۱۷ کیلومتر را رفته بودیم، میان خیل عظیم جمعیت برگشتم و پشت سرم را نگاه کردم؛ تا چشم کار می کرد زائر بود که با پای پیاده و برخی برهنه، نوزاد یا کودکی در بغل و برخی نیز لنگ لنگان و با استراحت های میان راه خود را به حرم امام زاده ابراهیم(ع) برازجان نزدیک می کردند.

ایستگاه های صلواتی که با همکاری هیات های مذهبی و بیشتر خودجوش و مردمی ایجاد شده بودند، با پخش حلیم و آش و نان و گرده(نان محلی)، آب و شیر و چای و در انتهای مسیر نیز شربت، زائران را همراهی می کردند.

حرم از دور پیدا بود. به یکی از غرفه های نزدیک حرم رسیدم، نوایی آمدم که «ای حرمت ملجا درماندگان…»؛ دختر جوانی زیر گریه زد و راهش را ادامه داد.

گنبد طلایی امام زاده ابراهیم(ع)، برادر امام رضا(ع)، زیر نور ظهر سی ام ماه صفر جنوب ایران می درخشید… همه جا عشق بود و نگاه هایی که برخی اشک بار به گنبد خیره شده بودند…

گزارش: نرگس محمدزاده فرد

امام رضا ایران بازی پیاده روی زمستان زن و مرد زنان عشق کفش نوزاد
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر