کد خبر: 303306 A

یادداشت؛

اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم پس از تصویب مجلس محترم شورای اسلامی و تایید شورای محترم نگبهان، از سور رئیس محترم جمهور برای اجرا به وزارت امور اقتصادی و دارایی ابلاغ شد.

لایحه این اصلاحیه که در دولت دهم تدوین شده بود، مدت زمان زیادی از وقت مجلس و وزارت امور اقتصادی را به خود اختصاص داد تا نهایتا با اعمال تغییرات مورد نظر مجلس به تصویب برسد. از جمله مواردی که در ارتباط با این اصلاحیه مطرح شده است، حذف مالیات بر مجموع درآمد از لایحه این اصلاحیه است. در واقع، در پیش نویس اولیه این لایحه مالیات بر مجموع درآمد گنجانده شده بود اما به هنگام تدوین متن نهایی لایحه برای طرح در مجلس شورای اسلامی کنار گذاشته شد. اخیرا یکی از اقتصاددانان محترم کشور که خود در تدوین این لایحه نقش فعالی داشته است چنین اظهار نظر کرده است که مالیات بر مجموع درآمد توسط وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی کنونی از لایحه حذف شده است. قبل از بررسی ضرورت یا عدم ضرورت وجود مالیات بر مجموع درآمد در قانون مالیاتهای مستقیم لازم است اشاره شود که اصلاحیه قانون مالیاتهای مستقیم در دولت دهم و در زمان وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی وقت جناب آقای دکتر حسینی تهیه شد و حذف مالیات بر مجموع درآمد نیز در همان زمان اتفاق افتاد و همانطور که در ادامه استدلال می شود حذف آن نیز تصمیم صحیحی بود.

مالیات بر مجموع درآمد که در مورد مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی یا خانوارها موضوعیت دارد بدان معنی است که اشخاص حقیقی یا خانوارها مجموع درآمدهای کسب شده خود از محل حقوق و دستمزد، اجاره، سود سهام، سود سپرده و سایر درآمدها را با تکمیل اظهار نامه به سازمان امور مالیاتی کشور گزارش نمایند تا بر مبنای آن مالیات بر درآمد خانوار محاسبه و اخذ شود. این نوع مالیات که قبلا در قانون مالیاتهای مستقیم وجود داشت اما عملا اجرا نمی شد، در قانون اصلاح موادی از قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 27/11/1380 از قانون مالیاتهای مستقیم ایران حذف گردید. بدین ترتیب، بر اساس آنچه که عملا تا سال 1380 متداول بوده است و بر اساس اصلاحیه سال 1380 و اصلاحیه اخیر قانون مالیاتهای مستقیم، مالیات درآمد های خانوار به صورت جداگانه و هرکدام بر اساس مواد قانونی مربوطه محاسبه و وصول می شوند. برای مثال، خانواری که هم از محل حقوق درآمد کسب می کند و هم از محل اجاره آپارتمان مسکونی، مالیات بر درآمد حقوق و مالیات بر درآمد اجاره هرکدام جداگانه محاسبه و اخذ می شوند. اکنون پرسش این است که آیا نادیده گرفتن این نوع مالیات در قانون مالیاتهای مستقیم امری مطلوب و سودمند است؟

برای قضاوت در مورد مطلوب و سودمند بودن یک نوع مالیات در قوانین مالیاتی باید به اهداف وضع مالیات در علم اقتصاد مراجعه نمود. به طور معمول، برای مالیات اهداف زیر ذکر می شود: کسب درآمد برای تامین هزینه های دولت، بازتوزیع درآمد در جهت کاهش نابرابری، تصحیح موارد شکست بازار  و افزایش کارایی در فعالیتهای اقتصادی، و وجود ابزاری برای مقابله با نوسانات اقتصاد کلان.

به طور طبیعی، اولین دلیل و هدف وضع مالیات تامین مالی هزینه های دولت است. همچنین طبیعی است که دولت برای کسب یک مقدار مشخص درآمد مالیاتی جهت تامین هزینه های خود نباید هزینه اجرایی بالایی برای آن متحمل شود. مالیات بر مجموع درآمد گرچه به ظاهر پایه مالیاتی وسیعی فراهم می نماید اما به جهت اجرایی و نیاز اطلاعاتی گسترده ای که برای پیاده سازی آن ضرورت پیدا می کند، در شرایط کنونی و حتی آینده ای نزدیک توجیه نداشته و براساس منطق هزینه- فایده مورد تایید قرار نمی گیرد.

گرچه پیاده سازی مالیات بر مجموع درآمد از جهت نظری می تواند برای کاهش نابرابری و افزایش عدالت اجتماعی موثر باشد، اما یافته های تجربی مستحکمی دال بر این موضوع وجود ندارد. به عنوان نمونه، در ایالات متحده که مالیات بر مجموع درآمد بسیار با اهمیت است از جهت برابری و رفاه عمومی وضعیتی بهتر از بسیاری کشورهای اروپایی که کمتر متکی به این نوع مالیات هستند ندارد. لذا، حتی اگر صرفا این ملاک برای معرفی و اجرای مالیات بر مجموع درآمد مبنا باشد ابتدا باید از تاثیر عملی آن در کاهش نابرابری مطمئن شد و آنگاه به گنجاندن آن در قانون مالیاتی اقدام نمود.

مالیات بر مجموع درآمد از جهت نظری برای رفع عدم کارایی ناشی از موارد شکست بازار موضوعیت ندارد. در عین حال، این نوع مالیات همانند بسیاری از مالیاتهای دیگر در بردارنده ایجاد اختلال در فعالیتهای اقتصادی است. این نوع از مالیات می تواند هم بر تصمیمات فراغت و کارکردن و هم تصمیمات مصرف و پس انداز خانوارها آثار منفی بر جای بگذارد. بنابراین، اگر ملاک کارایی اقتصادی مبنای معرفی این نوع مالیات باشد، لازم است ابتدا از تاثیر منفی کمتر آن بر فعالیتهای اقتصادی در مقایسه با انواع سایر مالیاتها اطمینان حاصل نمود و سپس به گنجاندن آن در قانون مالیاتی اقدام نمود.

اگر استفاده از مالیات به عنوان ابزاری برای مقابله با نوسانات یا رکود و رونق اقتصاد مبنای معرفی این نوع از مالیات باشد، قدرت انعطاف و سهولت اجرایی این نوع از مالیات در مقایسه با برخی از انواع مالیاتها و همچنین میزان اثر گذاری آن برای مقابله با رکود و رونق های اقتصاد ضعیف تر بوده و از این نظر نیز توجیه ندارد. در واقع، مالیاتهای از قبیل مالیات بر سود شرکتها یا مالیات بر مصرف و ارزش افزوده ممکن است از انعطاف و اثر گذاری بیشتری از این منظر برخوردار باشند.

با مجموع ملاحظاتی که در بالا اشاره گردید، حذف مالیات بر مجموع درآمد که در کارگروه تدوین لایحه اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم در دولت دهم صورت گرفته است تصمیم صحیحی به نظر می رسد و تا زمان پیاده سازی کامل طرح جامع مالیاتی از منظر هزینه- فایده توجیهی برای مالیات بر مجموع درآمد وجود ندارد.

تیمور رحمانی؛

دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

 

امور اقتصادی و دارایی درآمد شورای اسلامی قانون مالیات
نرم افزار موبایل ایلنا