کد خبر: 6549 A

در آستانه ی سالروز شکست حصر آبادان/

از یاد نبریم که پیروز واقعی این میدان آن مردمی هستند که دست خالی و تنها با عشق و اندک چیزی که برایشان باقی مانده بود در شهرشان ماندند و در مقابل هجوم دشمن جانانه ایستادگی و مقابله کردند.

آبادان - ایلنا: وقتی سخن از آبادان و دوران جنگ تحمیلی به میان می آید ناخودآگاه تصویر مردی سوار بر دوچرخه که رکاب زنان تلاش می کند تا خود را به مقر سپاه آبادان برساند و خبر نفوذ عراقیها را از سمت نخلستانها به بچه های سپاه برساند در ذهن متبادر می شود.

به گزارش خبرنگار ایلنا، نبرد در میان نخلها، فرار و به آب زدن دشمن و داغ حسرت اشغال شهر بر دلهای سیاه، تصاویری دیگریست که نام آبادان با خود به اذهان می آورد.

حدیث آبادان حکایت هشت سال نبرد و ایستادگی تا پای جان است، روایت فتحی مبین که کلماتش جز بر لوح دل پاکان نقش نمی بندد. حکایت هجوم خزان و پژمردن و باز آمدن بهار و شکفتن رایت برافراشته ای که اینک بر فراز چکاد ستیغ سربلندی به اهتزار درآمده است قهرمانان آبادان به حق نشان ایستادگی و پایداری اند اکنون می توان نقش شکوه و شوکتی وصف ناپذیر را که این عزیزان در جای جای آن باقی گذاشته اند را به نظاره نشست.

احساس تکلیف و درک وظیفه و مسئولیت یک واقعیت مهم و حقیقتی فراموش نشدنی است که برای آن خداوند بهترین پاداشها را در نظر گرفته است که از درک و تصور ما برتر است. وه چه ستودنی و قابل تمجید است این زیبا صفت که در هر جامعه ای به وجود آید، می تواند از آن جامعه سیل خروشانی تشکیل دهد که کوههای موانع سعادت را از پیش پای خود برکند و این صفت در هر فردی پیدا می شود و او را به یاری دین و آیینش و حمایت از پیشوا و امامش تا سر حد مرگ و شهادت پیش خواهد برد.

در روزهای آغازین جنگ تحمیلی درست زمانی که تعداد نیروهای نظامی در شهر اندک بود حضور نیروهای مردمی بسیار فعال و اثر گذار بود، مردمی که هیچگاه جنگ را لمس نکرده بودند و از تیر و تفنگ و گلوله و خمپاره نیز چیزی نمی دانستند اما ماندند و از کیان سرزمین خود دفاع کردند.

مردم با حضور در مساجد محل به فرا گیری فنون نظامی توسط تنی چند از نیروهای آموزش دیده که برخی از آنان تازه دوره خدمت سربازی را به اتمام رسانده بودند و تعدادشان نیز به انگشتان یک دست هم نمی رسید می پرداختند که به حق نیز این حضور در آن دوره بسیار تاثیر گذار بود.

دود همه شهر را فرا گرفته بود و همه مردم از پیر و جوان، زن و کودک در انتظار سرنوشت نا مشخص خود به سر می بردند. ارابه ی جنگی دشمن پس از گذر از رودخانه بهمنشیر به نخلستانهای ذوالفقاری وارد شده بودند و صدای تانکها از میان نخلستانها به گوش می رسید در این فضای سراسر رعب و وحشت، مساجد مملو از جوانان و مدافعانی بود که خود را برای رویا رویی با دشمن بحث آماده می ساختند.

وقتی خبر ورود عراقیها از سمت کوی ذوالفقاری به مردم شهر اطلاع داده شد مردم با هر آنچه که در دسترس داشتند به سمت ذوالفقاری روانه شدند تا مقابل دشمن صف آرایی کنند و سدی محکم و استوار تشکیل دهند، چرا که در غیر این صورت می بایست طعم تلخ اسارت و شکست را بچشند آنهم مردمی که 40 روز را با تمامی سختی ها و کاستی هایش پشت سر گذرانده بودند.

در این صف آرایی بچه های مساجد و نیروهای مردمی سپاه در صف نخست حمله به دشمن قرار داشتند، در میان نخلستانها هر کسی نخلی را به عنوان سنگر خود انتخاب کرده بود و از پس آن سینه ی دشمنان را نشانه رفته بود، هر گاه که رزمنده ای به زمین می افتاد آن دیگری سلاحش را برداشته و حمله را ادامه می داد، و عده ای دیگر از مردم نیز به کار امدادرسانی، رساندن آذوقه و پشتیبانی از نیروهای رزمنده می پرداختند.

شنیدن صدای آن پیر سنگر نشین(آیت الله جمی رحمه الله علیه) از طریق رادیو حتی در بدترین شرایط به نیروهای مردمی قوت قلب می داد و آنان با شنیدن کلام وی پرشورتر از قبل به صفوف دشمن حمله می کردند، در همین حین خبر به گوش سایر گروهای مردمی در دیگر مساجد شهر رسید و آنان نیز بسان سیل خروشانی در قالب گروهها اعزامی خود را به جبهه ی ذوالفقاری رساندند و هر لحظه بر شدت تقویت جبهه ی ذوالفقاری می پرداختند.

نیروهای مردمی داوطلب از ادارات و نهادهای مختلف شهری نیز نقش مهمی را در این پیروزی بر عهده داشتند، همه آمده بودند تا شهر سقوط نکند و به تصرف دشمن نیفتد، بالاخره حمله ی گسترده و پر از تجهیزات دشمنان به سوی مردم نتوانست ذره ای از مقاومت، اتحاد، ایثار و جانفشانی مردم آبادان را بکاهد.

به این ترتیب دشمنی که برای اسیر کردن و تصرف شهر و ماندگاری آمده بود، اسیر و به خاک مذلت کشیده شد و این خواست خدا بود که در منطقه ذوالفقاری چنین حماسه ای خلق شود و دشمن با ذلت و خواری از همان راهی که آمده بود پا به فرا گذارد و برود و این گونه نخستین شکست ارتش بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی رقم خورد و تا ابد این مقاومت در تاریخ پایداری ملتها و به خصوص در دفتر زرین مردم مقاوم آبادان به یادگار خواهد ماند.

و اینک وقت آنست که در سالروز شکست حصر آبادان که به فرمان تاریخی آن امام همام و پشتیبانی و نبرد جانانه ی رزمندگان اسلام در شهر مقاوم آبادان صورت گرفت، یاد و خاطره ی مجاهدتها، جانفشانی ها و حماسه ی مردمی آبادان را در فراهم سازی زمینه ی پیروزیهای بعدی را از یاد نبریم و با ارایه خدمات ارزشمند به این مردمان قدردان حماسه آفرینی های آنان باشیم.

از یاد نبریم که پیروز واقعی این میدان آن مردمی هستند که دست خالی و تنها با عشق و اندک چیزی که برایشان باقی مانده بود در شهرشان ماندند و در مقابل هجوم دشمن جانانه ایستادگی و مقابله کردند.

نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر