کد خبر: 29855 A

گزارش ایلنا از نحوه برخورد با مقصران حوادث شغلی؛

در ایران، سالانه به طور متوسط ۵۰ کارگر معدن کار، جان خود را طی حوادث حین کار از دست می‌دهند/ در ۲۵ آبان سال ۹۱، جوان ۲۷ ساله‌ای به نام «مجید شهریاری» براثر گاز گرفتگی جان خود را در همین معدن از دست داد. این مرگ را مسئولان امری طبیعی تلقی کردند.

معادن ایران همچنان قربانی می‌گیرند. آخرین مورد، انفجار معدن یال شمالی طبس واقع در شمال شرقی استان یزد در روز سه شنبه ۲۸ آذر ماه سال جاری بود که به جان باختن ۸ کارگر معدن کار منجر شد و احساسات ایرانیان را بار دیگر جریحه دار کرد. جامعه استان یزد، فاجعه فولاد غدیر و کشته شدن 18 کارگر در آذرماه سال گذشته را از یاد نبرده بودند که حادثه‌ای دیگر آن‌ها را مجددا داغدار کرد.

به گزارش ایلنا، سالانه به طور متوسط ۵۰ کارگر معدن کار، جان خود را طی حوادث حین کار از دست می‌دهند. حوادث حین کار در معادن ایران، داستان دنباله‌داری دارند. اکثریت معدن کاران در طول عمر خود، حداقل یکبار با این حوادث رو به رو می‌شوند. به باور بسیاری از کار‌شناسان در اکثر حوادث تلخی که در معادن رخ می‌دهند، کارفرمایان مقصر اصلی هستند. سهل انگاری، عدم آموزش صحیح به معدن کاران و عدم رعایت استاندارد‌های ایمنی معادن با انگیزه کاهش دادن هرینه‌های احتمالی از جمله قصور کارفرمایان است که در سال‌های گذشته منجر به تکرار حوادثی ناگوار در معادن شده‌اند.

در این میان، اهمال بازرسان وزارت کار که به موجب تبصره ۲ ماده ۹۶ قانون کار وظیفهٔ «بازرسی به صورت مستمر، همراه با تذکر اشکالات و معایب و نواقص و در صورت لزوم تقاضای تعقیب متخلفان در مراجع صالح» معادن را بر عهده دارند نباید فراموش شود. در اکثر حوادثی که در سال‌های گذشته در معادن ایران اتفاق افتاده کارگران حضور بازرسان وزارت کار را کمرنگ گزارش کرده‌اند.

این همه در حالی رخ می‌دهد که قانون کار جایگاه ویژه‌ای برای بازرسان کار حتی به عنوان ضابط قضایی تعیین کرده و برای محافظت از جان کارگران تا به آنجا پیش رفته که به بازرسین کار اجازه توقیف فعالیت معدن را در صورت رعایت نشدن نکات ایمنی داده است.

مروری اجمالی بر حوادث روی داده در معادن ایران طی سال‌های اخیر

در سال‌های گذشته، حوادث تلخی همچون حادثه معدن یال شمالی طبس به صورت مکرر رخ داده است. تنها طی ۴ سال -در حد فاصل سال‌های ۸۴ تا ۸۸ - سه مورد حادثهٔ فاجعه بار در معدن «باب نیزو» واقع در ۳۸ کیلو متری شهرستان زرند استان کرمان اتفاق افتاده که نشانگر عدم وجود عزمی جدی برای ریشه کن کردن اتفاقات ناگوار در معادن ایران است.

نخستین بار در سال ۸۴، افق شمارهٔ ۲ معدن باب نیزو منفجر شد که ۹ نفر در آن حادثه جان خود را از دست دادند. دلیل این حادثه، حضور ۵ درصدی گاز متان در فضای معدن اعلام شد. نکتهٔ تلخ ماجرا آن است که اگر بازرسان وزارت کار به وظیفهٔ خود عمل می‌کردند و از وجود دستگاه گاز سنج که برای مطلع ساختن کارگران از میزان گاز‌های سمی موجود در فضا به کار می‌رود مطمئن می‌شدند آن ۹ کارگر جان باخته هم اکنون زنده بودند. اما یک سهل انگاری ساده از سوی کارفرما – فارغ از دلیل آن - و عدم نظارت جدی بازرسان وزارت کار بر ایمنی معدن، ۹ کارگر را به کام مرگ فرستاد و خانواده‌های آنان را داغدار کرد.

بار دیگر در سال ۸۷، فاجعه‌ای با ابعاد کوچک‌تر در‌‌ همان معدن رخ داد که منجر به کشته شدن ۲ کارگر شد. اما آن چیزی که کام ناظران مستقل ماجرا را تلخ تر می‌کند تکرار این حادثه برای بار سوم در سال ۸۸ است. در آن حادثه نیز ۱۵ کارگر معدن کار کشته شدند.

نمونهٔ دیگر از این دست ماجرا‌ها، جان باختن جوانی ۲۷ ساله در معدن «همکار» واقع در شهرستان راور کرمان بر اثر نشت گاز متان است که در آبان ماه سال ۹۱ رخ داد.

در طی سال های گذشته «عبدالرضا مولایی»، «علی حاج حسنی»، «علیرضا کاظمی» و چند تن دیگر از کارگران در  این معدن به دلایل مختلف جان باخته بودند و در ادامه این روند، حدود یک ماه قبل در ۲۵ آبان سال ۹۱، جوان ۲۷ ساله‌ای به نام «مجید شهریاری» براثر گاز گرفتگی جان خود را در همین معدن از دست داد. این مرگ را مسئولان امری طبیعی تلقی کردند. گویا به زعم این مسئولان مرگ بر اثر گاز گرفتگی امری طبیعی است. اما باید پرسید که آیا در صورت رعایت موارد ایمنی از سوی کارفرما و نظارت جدی بازرسان وزارت کار بر ایمنی معدن مذکور، باز هم این امر طبیعی رخ می‌داد؟

درهمین رابطه در تاریخ ۲۶ آذر ماه سال جاری یکی از کارگران معدن همکار که از بیم اخراج نمی‌خواهد نامش فاش شود در تماس با ایلنا می‌گوید: «نداشتن امکانات ایمنی و همچنین مشکلات معیشتی که ذهن معدن‌کاران را در هنگام انجام کار مشغول می‌کند، باعث رخ دادن چنین حوادث تلخی می‌شود. ما از بازرسان وزارت کار می‌خواهیم با سرکشی منظم و مداوم به ا  ین معدن مانع تضییع حقوق کارگران شوند.

او ادامه می‌دهد: متاسفانه مسئولین در این زمینه اغلب یا مسامحه، علت مرگ این کارگران را سهل انگاری معرفی می‌کنند در صورتی که کارگران این معدن در نبود امکانات ایمنی و نیروهای امدادی ماهر و باتجربه، پزشک و اورژانس متناسب بامحیط کار، لباس کار، ماسک استاندارد و چکمه کار مجبور به کار کردن هستند. مسئولین تنها به فکر بازدهی معدن هستند نه به فکر کارگری که بایستی ساعت‌ها در عمق بیش از ۲۰۰ متری زمین زغال سنگ استخراج کند.»

ذکر وقوع دو حادثهٔ فاجعه بار دیگر در معادن استان کرمان، این مصیبت نامه را کاملتر می‌کند. در سال گذشته، ریزش تونل در معدن اشکلی واقع در هجدک کرمان به مرگ ۴ معدن کار در ۶۰۰ متری افق تونل منجر شد. دادستان شهرستان راور کارفرمای این معدن را مقصر حادثه اعلام کرد. در حاثه ای دیگر ریزش تونل در معدن کروم ضوغان شهرستان ارزوئیه منجر به کشته و زخمی شدن تعدادی از کارگران شده بود.

موارد ذکر شده تنها بخشی از حوادث ناگواری است که در طی سال‌های اخیر در معادن ایران رخ داده‌اند.

فاجعه معدن طبس؛ هشدار کارگران پیش از وقوع حادثه

نکته ی دردناک و تامل برانگیز در فاجعهٔ معدن یال شمالی طبس که به کشته شدن ۸ کارگر معدن کار منجر شد این است که کارگران معادن زغال‌سنگ شهرستان طبس، هشت ماه پیش از وقوع انفجار، در نامه‌ای خطاب به نماینده وقت این شهرستان در مجلس شورای اسلامی، نسبت به کمبود امکانات ایمنی و همچنین سوءمدیریت در معادن طبس هشدار داده بودند.

این کارگران که شاید تعدادی از آنان در زمره کشته‌شدگان حادثه اخیر انفجار در معدن یال شمالی باشند، در نامه سرگشاده خود که در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ‌ماه سال جاری خطاب به محمد کریم عابدی ارسال شده بود، ضمن انتقاد از «سوء مدیریت موجود در معادن زغال سنگ مخصوصا معادن مکانیزه زغال سنگ»، خواستار پیگیری کامل، جدی و بدون هیچ گونه تساهل و تسامح تا رسیدن به نتیجه نهایی و مشخص شدن ابعاد و زوایای پنهان این سوء مدیریت‌ها شده بودند.

این کارگران در نامه اردیبهشت ماه خود که اکنون نیز در بایگانی پایگاه اینترنتی این نماینده پیشین مجلس موجود است، خواستار فراهم شدن شرایطی شده بودند که پرسنل بتوانند «بدون ترس و واهمه از دخالت حراست و مدیریت شرکت»، نظرات خود را برای هیاتهای بازرسی بیان کنند و مدارک و مستندات مربوطه را در اختیار آنان قرار دهند.

چگونگی برخورد با مقصران احتمالی

روز چهارشنبه (۲۹ آذر) استاندار یزد از رسیدگی هیاتی متسکل از کار‌شناسان و دستگاه‌های اجرایی برای  علت یابی حادثه انفجار معدن یال شمالی طبس خبر داد و خواستار برخورد با مقصران احتمالی این فاجعه شد.

اما برخورد‌های قبلی که با مقصران حوادث کارگری صورت گرفته و آخرین مورد آن به فاجعه فولاد غدیر یزد باز می‌گردد  ناظران مستقل را از سرانجام این پرونده دچار تردید کرده است.

برای مثال در فاجعهٔ فولاد غدیر یزد که به کشته شدن ۱۸ کارگر منجر شده بود، کارفرمای این کارخانه صرفا به پرداخت دیه به خانوادهٔ جان باختگان و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

طبیعتا این رای صادره اولیای دم کشته شدگان و ناظران این ماجرا را حیرت زده کرد. این پرسش برای آنان مطرح بود که در حالی که برخی جوانان به دلیل اخلال در ترافیک طبق قانون به حبس‌های طولانی‌تر از شش ماه محکوم می شوند چگونه قصور و تقصیری که به کشته شدن ۱۸ انسان انجامیده با چنین حکم ناچیزی ختم به خیر می‌شود.

با توجه به وقوع فاجعه‌ای انسانی هشت ماه پس از هشدار کارگران معادن ظبس، افکار عمومی در انتظار است تا هیات علت یاب هر چه سریع‌تر دلیل این فاجعه و  مقصران آن را معرفی کند.

حوادث کار انفجار معدن یال شمالی
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر