کد خبر: 33519 A

سعید ابوطالب در گفت‌و‌گوی تفصیلی با ایلنا:

تا زمانی كه اقتصاد دولتی داریم، صاحب حزب نخواهیم شد/با گفتن این حرف كه "من خودم بودجه را نوشته ام" كشور به جایی نمی‌رسد/روحانیت در کشور ما کارکرد حزبی دارد.

نماینده سابق تهران در مجلس شورای اسلامی در خصوص وضعیت احزاب كشور گفت: معتقدم ما در داخل ایران به معنی واقعی كلمه و طبق تعریف های جامعه شناسی حزب نداریم و  یا لااقل به جز تعدادی محدودی از تشكل ها كه می توان همچون حزب موتلفه آنها را شبه حزب نامید، سایر آنها در واقع حزب نیستند بلكه جمع‌های دوستانه‌ای هستند که بعضی از تمایلات سلیقه ای این افراد را دور هم جمع كرده است.

سعید ابوطالب در گفت و گوی تفصیلی با خبرنگار ایلنا، تصریح کرد: حزب تعریف، كاركرد و كار ویژه و خاص خود را دارد. حزب باید بدنه اجتماعی و كاركردهای متعددی مثل آموزش های سیاسی و ترغیب مردم در مشاركت سیاسی, نقد قدرت رسمی, ارائه راهكار برای پیشرفت كشور, ایجاد همبستگی بین آحاد و اقشار جامعه داشته باشد  در حالیكه ما به این معنا  حزبی در كشور  نداریم.

احزاب باید رسانه رسمی داشته باشند

وی تاکید کرد: احزاب باید رسانه رسمی، ساختار دموكراتیك، بدنه اجتماعی و مانیفست داشته باشند، ولی متاسفانه این شبه احزابی كه ما در داخل كشور داریم هیچ كدامشان واجد همه شرایط نیستند و می توان قاطعانه گفت ما حزب نداریم بلكه گروه های كوچك و یا محفل های سیاسی داریم   كه شاید از دهها نفر یا در خوشبینانه ترین حالت از صدها نفر تجاوز نكند.


ابوطالب در انتقاد از این شبه‌ احزاب گفت: گروهی كه قشر و طبقه ای از جامعه را نمایندگی نمی‌كند نمی توان به عنوان حزب تعریف كرد. بنابراین ما حزب سیاسی نداریم چنانكه قبل از انقلاب اسلامی هم به معنای واقعی كلمه حزب نداشتیم. اگرچه می شود در مورد حزب جمهوری اسلامی, حزب مؤتلفه و در یك مقطعی حزب مشاركت اغماض كرد هرچند همه اینها هم با اشكالات عمده ای روبرو بوده اند و نهادهای اجتماعی هستند كه ممكن است كاركرد حزبی داشته باشند.

روحانیت در کشور ما کارکرد حزبی دارد


ابوطالب همچنین عنوان كرد: ما نهادهای اجتماعی زیادی در ساختار كشور داریم كه كاركرد حزبی دارند همچون نهاد روحانیت, نهاد مسجد در دهه اول بعد از انقلاب اسلامی و بسیج كه همه نهاد هستند و ساختار اجتماعی دارند. البته ممكن است این نهاد ها گاهی كاركرد حزبی داشته باشند.

وی افزود: تشكل هایی كه قبل از انتخابات شكل می گیرند و جریان هایی كه با به قدرت رسیدن عده ای و برای تامین ادامه حیات سیاسی ایجاد می شوند،  نمی توانند كاركرد حزبی و ادعای حزب بودن داشته باشند. در این خصوص می شود احزابی مانند طرفدارن احمدی نژاد, حزب سازندگی, احزاب دوم خردادی و... را مثال زد.


سعید ابوطالب تشكیل حزب با امكانات دولتی را  یكی از معضلات احزاب در كشور دانست و ادامه داد: احزابی را كه با امكانات دولتی و به اعتبار قدرت حاكمیت تبلیغات می كنند، نمی توان حزب نامید. چرا كه حزب باید منابع مالی شفاف و ساختار دموكراتیك و برنامه داشته و همواره برگزاری انتخابات را در دستور كار خود قرار دهد ضمن اینكه ضرورت دارد تا احزاب  برای عضو گیری و گسترش در جامعه از وجاهت سیاسی نیز  برخوردار باشد.


این نماینده پیشین مجلس همچنین در خصوص واكاوی موضوع كاركرد نامناسب احزاب در كشور  گفت: اگر بخواهیم با این موضوع برخورد آكادمیك و نه برخورد سیاسی و یا احساسی داشته باشیم، باید بگویم احزاب طبقه ای از جامعه را نمایندگی می كنند و در جوامعی كه ساختار طبقاتی صرف وجود ندارد، امكان بروز این مساله نیز وجود نخواهد داشت.


نماینده سابق مردم تهران  در ادامه افزود: در جوامع غربی صرف نظر از تفاوتهای حزبی كه در كشور های مختلفی مثل امریكا، فرانسه، انگلیس، آلمان و... وجود دارد، جامعه عموما به چند طبقه تقسیم می شد و فئودالان و ثروتمندان در مقابل طبقه كارگران و كشاورزان و دیگر طبقات پایین جامعه قرار داشتند. با شروع دوران دموكراسی خواهی احزاب یا نماینده فئودال‌ها و طبقات بالای جامعه بودند و یا نماینده طبقه كشاورزان و كارگران به گونه ای كه  هر كدام از این تشكل ها را یك حزب نمایندگی می كرد. اما جامعه ایران هیچ گاه از این مسیر تاریخی عبور نكرد و هیچگاه به صورت جدی طبقه ای در ایران وجود نداشت كه بتواند تقسیمات سیاسی و گروه بندی های جدی را در كشور از هم تفكیك كند.


ابوطالب وجود نهادهای اجتماعی مانند روحانیت, مساجد و بسیج در ایران را یكی دیگر از دلایل عدم به وجود آمدن احزاب جدی در كشور ارزیابی كرد و افزود: در كشورهای غربی ممكن بود نهادهای اجتماعی دیگری  كه نیازهای اجتماعی مردم را تأمین كنند، وجود نداشته باشند. در حالی كه در ایران نهاد روحانیت چه قبل و چه بعد از مشروطه خواسته های اجتماعی مردم را تأمین كرده و در تعدیل قدرت نقش بسزایی داشته است. تاریخ آغاز این مساله نیز  به عصر صفویه باز می گردد كه زمان كوتاهی نیست.


این فعال اصولگرا در ادامه تصریح كرد: فرهنگ جامعه ما مبتنی بر تمایلات دینی است و  مطالبات مردم در كانال های دینی دنبال می شود و تمام حركات و جریان های مهم قبل و بعد از مشروطه و چه بسا جنگ های جدی كشور با دستور جهاد روحانیت و با هدایت و سكان داری این گروه در جامعه انجام  شده است. به عبارت دیگر نهاد روحانیت همیشه در هاله ای از تقدس قرار داشته وجریان های مهم سیاسی كشور را تحت الشعاع قرار داده است.


وی افزود: تصمیمات مراجع مذهبی در دوره های گذشته همیشه برای مردم در اولویت قرار داشته استبه گونه ای كه حتی افراد وابسته به یك حزب در تصمیم گیری نهایی نظر مراجع مذهبی را در اولویت قرار می دهند و شاید این یكی دیگر از دلایلی است كه باعث شده ما هیچ گاه ساختار جدی حزبی در كشور نداشته باشیم.


عضو سابق كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی رهبری امام خمینی را  مثال بارز اولویت نهاد و مرجعیت دینی بر تصمیمات احزاب در جامعه مثال زد و اضافه كرد: در زمان قبل از انقلاب جامعه یك مرجع و رهبر بی بدیل دینی داشت كه تمام تصمیمات وی برای مردم حجت بود و تمام احزاب از آن تبعیت می كردند، در واقع مردم كاری به احزاب نداشتند و به سمت مرجعیت دینی كشور تغییر گرایش داده بودند بنابراین با این ساختار اجتماعی كاملا مشخص است كه ما هیچگاه صاحب حزب نمی شویم.

 

تا زمانی كه اقتصاد دولتی داریم، صاحب حزب نخواهیم شد


وی دلیل دیگر عدم فعالیت احزاب در جامعه را  دولت ساخته بودن و یا ناتوانی احزاب توصیف كرد و گفت: دولت ما دولتی رانتیر كه این اصطلاح عموما برای كشورهای جهان سوم به كار می رود كه منابع مالی خود را نه از محل مالیات ها و وابستگی به مردم بلكه از طریق فروش منابع زیر زمینی, نفت, طلا و غیره تأمین می كنند و به علت اینكه دولت در این خصوص رقیب بزرگ اقتصادی ندارد، به تبع آن رقیب بزرگ سیاسی نیز پیدا نمی كند و تمام قدرت سیاسی, اقتصادی, اجتماعی, رسانه ای و.. را در دست می گیرد.


سعید ابوطالب در ادامه گفت: دولت رانتیر تمام رسانه ها و قدرت بسیج نیروهای مردمی را در انحصار خود دارد و به احزاب به وجود آمده اجازه عرض اندام نمی دهد در این میان نیز اگر حزب جدی  ایجاد شود، در واقع یك حزب دولت ساخته خواهد بود. كما اینكه پیش از انقلاب نیز احزابی وجود داشتند كه به ظاهر مخالف دولت بودند و انتقادات ظاهری  از دستگاه دولت انجام می دادند، اما در واقع دولت ساخته و وابسته به رژیم قبل از انقلاب بودند.


این فیلم ساز  اصولگرا كه فیلم اقلیت و اكثریت در مورد مجلس شورای اسلامی را به عنوان یك فیلم پخش نشده در شناسنامه كاری خود دارد در خصوص احزاب در ایران همچنین عنوان می كند: تا زمانی كه ما اقتصاد دولتی داریم و دولت از ادامه دست اندازی بر روی همه منابع اقتصادی, سیاسی, فرهنگی كشور دست برنداشته  و مانند بختك از روی توده ها بلند نشده است ما به معنای واقعی كلمه صاحب حزب نخواهیم شد.


ابوطالب اجرای اصل 44 كه از رهنمود های رهبری بوده و اكنون در مجمع تشخیص مصلحت قرار دارد را یكی از راهكارهای فاصله گرفتن از اقتصاد صد در صد دولتی ارزیابی كرد و افزود: وقتی سیاست و فرهنگ در دست دولت باشد و دولت خود فیلم بسازد و سفارش تئاتر بدهد و انحصار تمام اقدامات فرهنگی كشور را در دست بگیرد، نمی توان وجود فضای باز برای ایجاد احزاب را در كشور انتظار داشت.

با گفتن این حرف كه "من خودم بودجه را نوشته ام"  كشور به جایی نمی رسد


نماینده سابق مجلس هشتم گفت: هنر باید از توده های مردم برخیزد و اگر دولت اجازه دهد حوزه نیروهای اقتصادی،فرهنگی،هنری و سیاسی كشور راه و مسیر اصلی خودش را پیدا خواهد كرد.


ابوطالب از وضعیت موجود انتقاد كرد و گفت: با اقتصاد، سیاست و دیدگاه حاكم دولتی و تمركز تمام نیروها در یك نقطه و اینكه كسی با افتخار بگوید من خودم بودجه را نوشته ام و فلان طرح بزرگ اقتصادی را به تنهایی كار كرده ام، كشور ما به جایی نمی رسد.


وی همچنین در خصوص نحوه ورود  گروه ها به عرصه انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و اولویت بندی حل مشكلات اقتصادی كشور  گفت: من معتقد نیستم برای حل مشكلات اقتصادی باید رئیس جمهور یك اقتصاد دان صرف باشد و یا برای حل مشكلات فرهنگی یك فرد فرهنگی و... بلكه از دیگاه من رئیس جمهور باید یك قدرت بزرگ برای مدیریت تیم های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... را داشته باشد چرا كه ما برای دوره یازدهم  یك رئیس جمهور و یك برنامه قوی می خواهیم.

 

پرداخت یارانه ها شكاف طبقاتی را تشدید كرد


ابوطالب در ادامه عنوان كرد: من معتقدم در یك دهه اخیر با توجه به آمار و ارقام دولتی نه تنها شكاف طبقاتی كم نشده بلكه  شكاف بین نسلی و شكاف اجتماعی نیز در كشور ایجاد شده اند و همراه بودن تمام این شكاف ها در كشور قطعا خطرناك خواهد بود.

وی تصریح كرد: در حال حاضر جامعه ما به دو گروه تقسیم شده است. گروه اول طبقه قدرتمند و ثروتمند كه به واسطه در اختیار داشتن منابع مالی و فرهنگی یك طبقه مدرن نامیده می شوند. در مقابل  طبقه پایین و طبیعتا سنتی تر قرار گرفته اند. مشكل این طبقه بندی ها این است كه ما با اقتصاد دفعی و غیر علمی برخورد كرده ایم و ظرف چند سال تغیراتی در اقتصاد كشور ایجاد كردیم كه در بیشتر موارد تا 180 درجه با هم متفاوت بوده و در مقابل هم قرار داشتند.


عضو سابق كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی عنوان كرد: بی برنامه بودن در اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجی و  داخلی بلای موجود را بر سر ما آورده است و اصرار در پر كردن شكاف طبقاتی با پرداخت یارانه، بیماری اقتصاد كشور را نه تنها حل نكرده  بلكه آن را تشدید نموده است.


وی در پایان اظهار داشت:ما در خصوص مسائل و مشكلات جامعه علمی برخورد نكرده و تصور كرده ایم كه  با شعار وهورا كشیدن و به خیابان كشاندن مردم قادر خواهیم بود مشكلات كشور را حل كنیم و چه بسا تصمیمات مهم اقتصادی و حیاتی كشور را در میان همین هورا كشیدن ها اتخاذ كرده باشیم.


گفت و گو از طاهره عیدی زاده

احزاب
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر