کد خبر: 45765 A

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخی از آنها در زیر می‌آید.

كیهان: توفنده تر از همیشه

«توفنده تر از همیشه»عنوان یادداشت روز روزنامه كیهان به قلم سعدالله زارعی است كه در آن می‌خوانید؛«من نمی توانم تصور كنم كه بشر بتواند یك ملت سی و چند میلیونی را در مدت كوتاهی اینطور هم زبان بكند، هم قلب بكند... این نمی تواند جز اراده الهی باشد و من هم از اول این معنا را احساس كرده بودم به این كه در این نهضت، ملت به خواست خدا وحدت پیدا كرده است.»

1- آنچه در این بیانات رهبر كبیر انقلاب اسلامی (صحیفه امام، ج6 ص173) آمده است می تواند حقیقت آنچه در روز گذشته و در سی و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در سراسر كشور - از مركز تا شهرها و روستاها- اتفاق افتاد را بیان كند و بدون چنین نگاهی امكان تجزیه و تحلیل حضور میلیونها نفر- كه عمدتا هم جوان بودند- وجود ندارد.

روز گذشته دنیا شاهد یك پدیده استثنایی بود. هیچ انقلابی در 1000 سال گذشته نتوانسته است دهها سال پس از پیروزی، با همان شادابی روزهای اول بر دوش توده های مردم، استمرار پیدا كند. در واقع در ایران در هر سالگرد شاهد حضوری هم وزن حضور مردم در «انقلاب اول» هستیم و از قضا دنیا هم در هر سالگرد، به خیابانهای منتهی به «میدان آزادی تهران»- و مشابه آن در سایر شهرستانهای كشور- به چشم «شاخص» ادامه انقلاب نگاه كرده و دست آخر در هر 22 بهمن به این جمعبندی می رسد كه «انقلاب ادامه دارد».

چه كسی می تواند یك ملت را سی و چهار سال پس از پیروزی انقلاب اینگونه به صحنه آورد؟ آیا این نتیجه فعالیت نخبگان سیاسی است؟ آیا نتیجه فعالیت دولت و سایر دستگاههای كشور است؟ آیا نتیجه كار دستگاههای تبلیغاتی اعم از نهادهایی نظیر مراكز علمیه و صداو سیما و... است؟ آیا نتیجه كار شبكه های اجتماعی است؟ آیا نتیجه كار شخصیت های برجسته در كشور است؟ نمی خواهیم و نمی توان منكر نقش آفرینی و تاثیر این نقش آفرینی در تداوم انقلاب اسلامی شد، اما واقعیت این است كه ابعاد آن چیزی كه همه ساله در روز 22 بهمن در كشور اتفاق می افتد از همه این ها فراتر است؛ آن نیرویی كه در روز 22 بهمن پیر و جوان را تحت هر شرایطی - تهدید یا عدم تهدید، شرایط سخت یا عادی- به میدان می آورد، یك نیروی ویژه است كه ابتدا قلب ها را به حركت درمی آورد و سپس صحنه های حضور عظیم مردمی را به وجود می آورد. هر كسی كه در این تظاهرات شركت می كند این نیروی عظیم بسیج كننده را در درون خود می یابد و بدون درنگ می گوید «خدا».

دنیای غرب و شرق و... نمی تواند تاثیر حیاتی و قاطع خدا در حركت عظیم ملت ایران را درك نماید و از این رو هر سال با تجزیه و تحلیل مادی پیش بینی می كند كه این بار مردم اقبال چندانی به حضور ندارند. همانطور كه حضرت امام خمینی-س- فرمودند این حضور گسترده نمی تواند جز با «اراده الهی» باشد. اما البته همه می دانیم كه اراده الهی بستر و مجرایی برای بروز دارد. اراده الهی با «سنن الهی» در هم آمیخته است و می دانیم كه یكی از سنت های قطعی الهی «قابلیت فعلی» است (كما اینكه در آیه 11 سوره رعد می فرماید ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم). این یكی از اصلی ترین نكاتی است كه راه اسلام اصیل را از راه «اسلام التقاطی» و «اسلام انحرافی» جدا می نماید. التقاطی ها و انحرافی ها وانمود می كنند كه فرد می تواند به فقه و سنت های حوزوی اسلام پشت پا بزند و با یك نگاه عرفانی بطور مستقیم به خدا رسیده و از «الطاف خاص» آن بهره مند شود در حالیكه پیروان اسلام اصیل معتقدند راه رسیدن به خدا جز از طریق كتاب و سنت و پیروی از حاملان اصیل این دو میسّر نیست.

در طول دوران 34 ساله انقلاب اسلامی ایران، بارها چهره هایی نامدار - كه البته نام و نانشان مدیون محرومین وفادار به اسلام بودند- منحرف شده و از میدان خارج شدند و حتی به صف دشمن پیوسته و به آلت فعل او تبدیل گردیدند. در میان آنان بعضی از روحانیون برجسته و بعضی از مقامات عالیرتبه هم بودند ولی با انحراف آنان، مردم منحرف نشده و با كنار زدن آنان راه را با استقامت ادامه دادند و خداوند متعال هم متقابلا روند امور را به نفع آنان به گونه ای رقم زد كه هر اتفاق داخلی، منطقه ای و بین المللی به نفع شان تمام شد هر چند كه شیاطین شرق و غرب با استفاده از تجهیزات مختلف و در صفوفی متحد به این ملت فشار وارد می كردند. در این میان هیچ جنگی در منطقه اتفاق نیفتاد مگر آن كه در نهایت به ضرر دشمن و به نفع مردم ایران تمام شد و این در حالی بود كه دشمن در بعضی از این حوادث برای به نتیجه رسیدن، صدها میلیارد دلار هزینه كرد، و هزاران نظامی خود را از دست داد و حال آن كه در همان حوادث، این ملت با كمترین هزینه و عمدتا حتی بدون دادن یك قربانی به پیروزی رسید و این چیزی بود كه دشمن بارها به آن اعتراف كرد.

«وحدت ملی اسلامی مردم» در روز 22 بهمن در طول این 34 سال، تاثیر شكاف میان مقامات- كه گاه و بیگاه و تحت تاثیر بی تقوایی و هوای نفس روی می دهد و كام امت و امام را تلخ می نماید- از بین می برد. دیروز مردم به خوبی نشان دادند كه هیچ ارزشی برای آنچه 7 روز پیش -یكشنبه استیضاح- در مجلس از سوی رؤسا و بعضی از اعضای دو قوه مجریه و مقننه روی داد، قایل نیستند و راه خود را خالصانه و بدون تزلزل می روند. این هم خود در دنیا یك «پدیده» است چرا كه در كشورهای دیگر اختلاف میان دو یا چند مسئول، ملت را دو شقه كرده و گروهی را در برابر گروهی دیگر قرار می دهد. در اینجا مردم نه تنها به درگیری جناحی كشانده نمی شوند بلكه به یك عامل مهم در كاستن از اختلافات خواص تبدیل می شوند. حتی گاهی دیده می شود كه باندهای قدرت محور تلاش می كنند تا اختلاف و درگیری را به میان مردم بكشانند- نظیر اقدام كاملا مشكوكی كه دیروز در قم روی داد- ولی به دلیل بیداری مردم موفق نمی شوند.

2- بد نیست در اینجا به یك موضوع و مصداق هم كه اساسا با هدف ایجاد اختلاف و درگیری در داخل كشور طراحی شده است، نظری بیاندازیم، «مذاكره با آمریكا»، بحث مذاكره ایران با آمریكا یا مذاكره آمریكا با ایران در طول این سی و چند سال جریان داشته است اگر به موارد آن نگاه بیندازیم درمی یابیم كه اولاً این بحث عمدتاً زمانی مطرح شده كه آمریكا با یك مشكل كلیدی مواجه بوده و برای حل آن همه راه ها را رفته و وقتی با بن بست كامل مواجه شد، بحث حل و فصل مسئله از طریق ایران را مطرح كرده است، ثانیاً در ایران، مطرح كنندگان این بحث نوعاً جریانات و اشخاص آلوده ای بوده اند كه یا در پی اجرای یك «ماموریت خارجی» و در نهایت حل مسئله آمریكا بوده اند و یا اینكه در صدد بوده اند از این بحث به گمان اینكه بالاخره در كشور طرفدارانی دارد، برای تقویت موضع باندی و جناحی خود استفاده نمایند.

باید به این نكته اضافه كرد كه بحث رابطه با آمریكا در داخل كشور نوعاً توام با یك بحث كلی تر تحت عنوان «لزوم بازنگری امور» بوده است با این وصف بحث مذاكره با آمریكا از سوی این گروه ها و اشخاص نه برای حل یك مسئله بلكه برای «طرح یك مسئله بنیادی» صورت می گیرد و بخشی از این مسئله بنیادی پذیرش این نكته است كه «ایران باید در برابر آمریكا كوتاه بیاید» و این در حالی است كه در طول این دوران، آمریكایی ها علیه ملت ایران انواع ستم ها و جنایات را -كه یك قلم آن ترور دانشمندان هسته ای است- مرتكب شده و حتما باید پاسخگو باشند. كمی به عقب برگردیم، بحث لزوم تجدیدنظر در اصول و مبانی از جمله بحث مذاكره با آمریكا را اولین بار «علی اكبر سعیدی سیرجانی» به طور جدی و نسبتا رسمی مطرح كرد.

او در مقاله ای تحت عنوان «عصر خردگرایی» كه چند ماه پس از رحلت حضرت امام(ره) در روزنامه اطلاعات چاپ شد، مسئله پایان عصر امام را به طور خیلی ظریف مطرح كرد كه در زمان خود بحث زیادی را برانگیخت. وابستگی سیرجانی به محافل آمریكایی مشهورتر از آن است كه به بحث نیاز داشته باشد بعدها همین بحث را افراد آلوده دیگری دنبال كردند و امروز هم سردمدار بحث مذاكره و به تعبیر روشن تر «كوتاه آمدن در برابر فشار و تعدی آمریكا»، دو جریان آلوده علی الظاهر مخالف هم یعنی «فتنه» و «انحراف» هستند.

طرح بحث «مذاكره با آمریكا» از منظر این دو گروه، از یك سو حمایت های خارجی را به نفع آنان- و نه كشور- جلب می كند و در این میان عمدتا به حمایت دیپلماتیك، اطلاعاتی و رسانه ای دشمن نظر دوخته اند به بیان دیگر سردمداران جریان فتنه و حلقه انحرافی مایلند از طریق ارسال پالس هایی، فشار خارجی به نظام جمهوری اسلامی را به یك كانال داخلی انتقال داده و به ابزاری برای تقویت موضع خود تبدیل نمایند به گونه ای كه در نهایت نظام و مردم برای رستن از فشار آمریكا به آنان به عنوان «واسطه حل مسئله» متوسل و ملتجی شوند.

این دو جریان آلوده از منظری داخلی هم درصددند تا خود را مظهر یك جریان میانه كه مایل است همه چیز را- از جمله اصول و آرمان های اسلام و انقلاب- به نفع «معیشت» و «آزادی» مردم حل و فصل نماید، معرفی كنند و صد البته این یك دروغ و ریاكاری محض است چرا كه اصول و آرمان های اسلام و انقلاب- و از جمله ایستادگی در برابر آمریكای متجاوز- مطمئن ترین و تنهاترین راه برای تامین معیشت و آزادی مردم و استقلال كشور است و با نفی این اصول و آرمان ها جز اسارت برای مردم باقی نمی ماند كما اینكه در دوره 53 ساله پهلوی باقی نماند.

این نوع نگاه به بحث مذاكره با آمریكا و اهدافی كه در طرح آن وجود دارد، نقطه تلاقی سران فتنه و انحراف است و انصافا وحدت آنان در این مسائل مو نمی زند!

مردم دیروز در راهپیمایی خود این نوع گرایشات را بی نصیب نگذاشتند، شعارهای مرگ بر آمریكا كه گاه و بیگاه سخنان رئیس جمهور محترم را قطع می كرد و در نهایت حجم پلاكاردهای مرگ بر آمریكای مردم به گونه ای بود كه حتی دیروز «هاآرتص» نوشت: «مرگ بر آمریكا و مرگ بر اسرائیل، بیشترین شعارهایی بود كه در سی وچهارمین سالگرد انقلاب اسلامی در ایران شنیده شد.»

خراسان:راهپیمایی ۲۲بهمن ویك سوال

«راهپیمایی ۲۲بهمن ویك سوال»عنوان یادداشت سردبیر روزنامه خراسان به قلم محمد سعید احدیان است كه در آن می‌خوانید؛بنا ندارم به گونه ای بنویسم كه گویی هیچ كس مخالف شركت در راهپیمایی 22 بهمن نبوده است. حتی نمی خواهم از شلوغ بودن و پرشور بودن راهپیمایی بنویسم چرا كه احتمالا برداشت شخصی ام برای مخالفان اطمینان آور و برطرف كننده تردیدهایشان نیست. آنچه می خواهم در این مجال طرح كنم ذكر یك سوال است سوالی كه ارتباطی به كمیت راهپیمایی ندارد پرسشی كه اگر با نگاهی موشكافانه به چهره های شركت كنندگان در راهپیمایی دیروز نگاه می كردی به ذهنت خطور می كرد. اگر با نگاهی كاوشگرانه مردم حاضر در راهپیمایی را زیرنظر می گرفتی و هرچه بیشتر با آن ها همكلام می شدی و با شیوه های پژوهشی كیفی به آن ها نزدیك می شدی بیشتر برایت روشن می شد كه عمده شركت كنندگان در این راهپیمایی را نمی توان در قشر مرفه جامعه جای داد به همین دلیل بلافاصله این سوالات برایت مطرح می شد: مگر اكنون فشار اقتصادی به اوج خود نرسیده است؟ مگر ارزش پول ملی طی چند ماه به حدود نصف كاهش پیدا نكرده است؟ مگر قشری كه حقوق بگیر هستند یا سرمایه ای ندارند كه با بالا رفتن قیمت ها سرمایه شان اضافه شود، قدرت خریدشان كاهش شدید پیدا نكرده است؟ مگر اكثریت این افرادی كه در راهپیمایی شركت كرده بودند از آن عده افرادی نیستند كه در زیر فشارهای اقتصادی در حال خرد شدن هستند؟ مگر در بین انبوه جمعیت حاضر افراد زیادی نیستند كه یكی به خاطر افزایش قیمت سكه، دیگری به دلیل افزایش هزینه تهیه جهیزیه و آن فرد دیگر به دلیل پیدا نكردن شغل مناسب زیر بار ازدواج یا تشكیل خانواده مستقل كمر خم كرده است؟ مگر...

چگونه می شود عمده كسانی كه در این راهپیمایی و این قبیل اعلام حضورها شركت كرده اند و می كنند جزو آن دسته از افراد جامعه هستند كه بیشترین لطمه را از سوء مدیریت ها یا فشارهای دشمن خورده اند؟ به‌عنوان یك دانشجوی علوم سیاسی این حضور را براساس چه الگویی می توانستم تحلیل كنم.آیا با 'تحلیل سیستمی' كه به 'كارآمدی' سیستم سیاسی برای افزایش مشاركت پذیری تاكید دارد این حضور قابل توضیح است یا براساس 'نظریه تعامل نمادین' می توان دلیل حضور را تصویرسازی حاكمیت دانست آن هم برای كسانی كه واقعیت بحران اقتصادی را بهتر از هركس دیگر در زندگی روزانه شان لمس می كنند؟ 'نظریه مبادله' نیز كه پایه تحلیلش را بر عمل مردم متناسب با پاداش هایی كه قبلا گرفته اند گذاشته است راهگشا نیست چون فكر نمی كنم كسی مدعی باشد مردم درقبال راهپیمایی های پیشین پاداشی از حكومت گرفته باشند و رویكردهای 'نهادی' و 'كنش گری منطقی' نیز دردی از تحلیل گر جامعه شناس یا روانشناس اجتماعی دوا نمی كند.

هرچه بیشتر فكر كردم بیشتر به این نظر رسیدم كه براساس الگوهای علمی 'بومی نشده' موجود نمی توان به این سوال پاسخ داد اما درعین حال برای كسی كه این مردم را از نزدیك می‌شناسد - مدعی نیستم از جنس آن ها هستم چرا كه نه درد آن ها را درك می كنم نه به معرفت آن ها رسیده ام- پاسخ به این سوال خیلی سخت نیست و نیازی به مطالعات علمی زیادی ندارد. جواب در یك جمله به ظاهر ساده ولی عمیق خلاصه می شود: «آن ها پیروان راه مولایشان حسین اند.»

مگر مردمی كه محب آقایی هستند كه نه مال و جان بلكه عزیزترین كسانش را فدای اهداف الهی كرد، برایشان سخت است كه با انبوه مشكلات اقتصادی دست و پنجه نرم كنند اما حاضر به عقب نشینی از راهی كه منجر به سرافرازی دین شان می شود نباشند؟ مگر كسی كه بارها و بارها باورش را مبنی بر « فدا كردن نفس و پدر و مادر و خاندان ومالش» در زیارت عاشورا فریاد كرده، نمی تواند برای راهی كه امامانش یك به یك خود را فدا كرده اند، صبری زینب گونه به نمایش بگذارد؟ مگر انسان مومنی كه كنش عقلانی اش نه فقط برمدار مادیات بناشده است بلكه در محاسباتش 'رضایت الهی'، 'جهان آخرت'، 'جاودانگی پس از مرگ' و...محوریت دارد، آیا نمی تواند بر سختی های كوچك دنیای فانی و زودگذر در قبال منافع بزرگ و جاویدان صبركند؟

و این همان منطق محمدی و علوی و حسینی و... است كه باعث شده تحلیل گران دنیا و حتی برخی از ما تحلیل گران داخلی را انگشت به دهان بگذارد. بازهم تاكید می كنم اصلا به دنبال این نیستم كه بگویم هیچ یك از مردم كشورمان مخالف شركت در راهپیمایی 22 بهمن نبوده و نیستند و زیاد موثر هم نمی دانم تا تلاش كنم ثابت كنم در راهپیمایی امسال جمعیت زیادی شركت كردند. همچنین بنا ندارم كم توجهی برخی مسئولان به حل مشكلات معیشتی این مردم مظلوم را كم اهمیت بدانم چرا كه این حضور در صحنه فقط بار آنان را در انجام وظیفه سنگین تر می كند و پاسخ گویی شان را در پیشگاه الهی سخت تر. فقط می خواستم ادای دینی كنم به مردمی كه امام سفركرده شان در وصیت نامه اش آن ها را بهتر از مردم عصر پیامبر دانست و اظهارعجز كنم دربرابر این همه ایمانی كه منجر به رفتارهایی چنین حسین گونه و زینب وار شده و می شود. با نمایش مومنانه ای كه مردم مسلمان ایران در سخت ترین شرایط اقتصادی فقط برای بالندگی راه خدا به دنیا ارائه كردند، آیا نمی توان اطمینان پیدا كرد به آن روایت مشهور كه پیامبر(ص) قوم ذكر شده در این آیه قرآن را از نسل سلمان فارسی دانستند: «ای كسانی كه ایمان آورده اید هركس از شما از آیین خود بازگردد،(به خدا زیانی نمی رساند) خداوند جمعیتی را می آورد كه آن ها را دوست دارد و آنان(نیز) او را دوست دارند؛ دربرابر مومنان متواضع، و دربرابر كافران سرسخت و نیرومندند؛ آن ها در راه خدا جهاد می كنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست كه به هركس كه بخواهد(و شایسته ببیند) می دهد و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست»1

بنابراین «السلام علیكم یا انصار دین الله»

پی نوشت: سوره مائده آیه ۵۴: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْكَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ

جمهوری اسلامی:یك حماسه و دو پیام

«یك حماسه و دو پیام»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است كه در آن می‌خوانید؛راه‌پیمائی سراسری مردم ایران در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی كه امسال نیز همانند سال‌های گذشته یك حماسه انقلابی آفرید، پیوند مستحكم میان ملت ایران با آرمان‌های انقلاب اسلامی را بار دیگر به نمایش گذاشت.

این حماسه، زبان گویای مردم ایران است كه دو پیام مشخص دارد؛ یك پیام به مسئولین داخلی و پیام دیگر به دشمنان خارجی.

پیام مردم ایران به مسئولین اینست كه رابطه مستحكم ملت با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی هرگز تحت الشعاع رویدادها قرار نمی‌گیرد، زیرا حضور مردم در صحنه‌های انقلاب ربطی به اشخاص ندارد. افراد، در هر پست و مقامی كه باشند، می‌آیند و می‌روند و عملكرد آنها برگ‌هائی هستند كه پرونده‌های خودشان را سفید یا سیاه می‌كند و دخالتی در كارنامه ملت ندارد.

ورود انقلاب اسلامی ایران به سی و پنجمین سال عمر خود و تأثیراتی كه در سایر كشورها گذاشته، این واقعیت را به اثبات می‌رساند كه پشتوانه مردمی این انقلاب و جاذبه‌ای كه برای ملت‌ها دارد همچنان محفوظ است و توانسته موانع و مشكلات را پشت سر بگذارد و سرزنده و شاداب به راه خود ادامه دهد. این درست است كه مسئولان نظام جمهوری اسلامی نیز در مقاطع مختلف در همراهی با انقلاب نقش ایفا كرده‌اند و عملكردهای آنان نیز در تداوم انقلاب تأثیرگذار بوده است، ولی در این واقعیت نیز تردیدی وجود ندارد كه مردم با قطع نظر از این عملكردها پیوند مستحكمی با آرمان‌های انقلابی دارند كه عامل اصلی همراهی آنان با انقلاب است. این، یك پیوند ذاتی میان مردم و انقلاب است، و به همین دلیل است كه مردم خود را صاحب انقلاب می‌دانند و امام خمینی كه با رهبری خود این انقلاب را به پیروزی رساندند بارها بر این نكته تأكید كردند كه انقلاب متعلق به مردم است و مردم ولی نعمت مسئولین هستند.

آنچه مورد انتظار است اینست كه مسئولان در هر مقطعی این واقعیت را درك كنند و به این نكته توجه داشته باشند كه نمرات كارنامه‌ای آنها با عملكردهای خودشان رقم می‌خورد و هرگز نباید عشق مردم به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را به حساب خود بگذارند. متأسفانه در سی و چهار سال گذشته افرادی از مسئولین بودند و اكنون نیز هستند كه وفاداری مردم به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را به حساب خود گذاشته و می‌گذارند و با همین اشتباه در محاسبه مرتكب خطاهای فاحشی می‌شوند كه به زیان كشور تمام می‌شود. اینان باید پیام حماسه مردم در 22 بهمن را بشنوند و راه اشتباه خود را تصحیح و این واقعیت را درك نمایند كه چنین عرصه‌هائی را نباید با میدان انتقام گرفتن و تهدید علیه این و آن به اشتباه بگیرند.

پیام دوم، مخاطبان آشنائی دارد كه در رأس آنها آمریكا قرار دارد. دولتمردان آمریكائی با این محاسبه صد درصد اشتباه كه با توسل به فشارهای اقتصادی و سیاسی می‌توانند مردم ایران را از انقلاب اسلامی جدا كنند و نظام جمهوری اسلامی را از پشتوانه مردمی محروم نمایند، با بهانه قرار دادن فعالیت‌های هسته‌ای ایران به سراغ تحریم‌ها رفتند. برخلاف ادعاهای تبلیغاتی مقامات آمریكائی كه تلاش می‌كنند با الفاظ و عبارات فریبنده چنین وانمود نمایند كه حامی مردم ایران هستند و تحریم‌ها متوجه دولت ایران است نه مردم، آنها با تحریم‌هائی كه تاكنون اعمال كرده‌اند مردم ایران را هدف قرار داده‌اند تا بتوانند فشارهای مورد نظر خود را از طریق مردم به دولت و نظام جمهوری اسلامی منتقل كنند.

آنها بسیار امیدوار بودند كه نتیجه این فشارها را در 22 بهمن امسال با عدم حضور مردم در راه پیمائی 22 بهمن مشاهده كنند ولی نه تنها به این حوادث شیطانی خود نرسیدند بلكه پاسخ منفی گرفتند. مردم ایران، با حضور حماسی خود در راه پیمائی 22 بهمن در سراسر كشور این پیام را به مقامات آمریكائی دادند كه از امام خمینی آموخته‌اند هرگاه با فشار شیطان بزرگ مواجه شدند باید بدانند كه سلطه طلبان در موضع ضعف قرار دارند و با مقاومت و حضور در صحنه می‌توانند بینی شیطان‌های كوچك و بزرگ را به خاك بمالند.

این، واقعیتی است كه دشمنان ملت ایران در طول 34 سال گذشته بارها آن را تجربه كرده‌اند و در عمل به آمریكا و سایر سلطه‌گران نیز آن را فهمانده‌اند. رمز این مقاومت و حضور در صحنه را باید در این واقعیت جستجو كرد كه ایران در دوران رژیم ستم شاهی از استقلال محروم بود و تمام اركان حكومت، از شاه گرفته تا نخست‌وزیر و اعضای دولت و نمایندگان مجلس، دست نشانده بیگانگان بودند. انقلاب اسلامی، كشور و ملت ایران را از وابستگی به بیگانگان نجات داد و استقلال در سایه اسلام را برای این كشور و این ملت به ارمغان آورد. امروز، هر چند نمی‌توان منكر وجود مشكلات و نقص‌هائی در كشور بود ولی این مشكلات و نقص‌ها در برابر نعمت بزرگ استقلال، بسیار كوچك و قابل حل و رفع شدن هستند. آنچه مردم ایران را هر سال در یوم‌الله 22 بهمن به صحنه می‌آورد، درك صحیح و دقیق آنها از نعمت استقلال در سایه اسلام است كه ره آور بزرگ انقلاب اسلامی است، ره آوردی كه با هیچ چیز دیگری قابل معاوضه و مقایسه نیست.

درست همین دستاورد است كه با منافع آمریكا و سایر سلطه طلبان در تضاد است و آنها برای اینكه بتوانند سلطه گذشته خود را به ایران برگردانند، می‌خواهند استقلال كشور و ملت مسلمان ایران را خدشه‌دار كنند. مردم نیز چون این توطئه را به درستی تشخیص داده اند، در برابر سلطه گران ایستادگی می‌كنند تا آنها را در تحقق این هدف شومشان ناكام نمایند. راه‌پیمائی حماسی یوم‌الله 22 بهمن امسال نیز جلوه‌ای دیگر از هوشیاری مردم ایران بود كه بار دیگر نقشه دشمنان را نقش بر آب كرد و استمرار انقلاب را برای فصلی دیگر تضمین نمود.

رسالت:اقتدار ملی

«اقتدار ملی»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلویی است كه در آن می‌خوانید؛دیروز ملت ایران یكصدا عزم خود را برای تداوم انقلاب اسلامی و مقابله با دشمنان نظام نشان داد.

حضور حماسی، كم‌نظیر، غرورانگیز و به یادماندنی دیروز ملت در تهران و شهرستان‌ها، بخش‌ها و حتی روستاهای دور، نشان داد انقلاب در 34 سالگی خود طراوت، تازگی و سرزندگی‌اش را حفظ كرده است. امروز در حالی ما 34 سالگی انقلاب را پشت سر می‌گذاریم كه دور تا دور مرزهای جمهوری اسلامی در محاصره نظامی دشمن است.

آمریكایی‌ها، انگلیسی‌ها و... ناوگان نظامی خود را در وجب به وجب خلیج‌فارس مستقر كرده‌اند و در برخی كشورهای خلیج‌فارس پایگاه نظامی زده‌اند ناتو در پاكستان و افغانستان كوچه به كوچه و كوه به كوه را به بهانه طالبان، سرباز گذاشته است اما آنها خوب می‌دانند آمده‌اند یك حلقه از حلقات محاصره جمهوری اسلامی را تكمیل كنند.

در شمال كشور آمریكایی‌ها در جمهوری‌های سابق شوروی مثل آذربایجان، نیرو پیاده كرده‌اند.
غرب، تركیه و عراق عرصه حضور نیروهای اهریمنی شیطان بزرگ و شیاطین كوچك است.

این محاصره نظامی چه معنی می‌دهد؟ مردم این تهدید را خوب می‌فهمند. بیش از سه هزار كانال تلویزیونی در آسمان ایران، فرهنگ اسلام و ایران را كه در قلب مردم جای دارد هر لحظه بمباران می‌كنند.آنها بمب‌های سیاه‌پردازی خشونت، سكس، عوام‌فریبی،‌ تردیدآفرینی و... را بر سر و روی مردم می‌ریزند هزاران سایت خبری، صدها پژوهشكده و پژوهشگاه و ده‌ها مركز فرماندهی جنگ نرم شبانه‌روز مشغول توطئه و دسیسه برای سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند.

یوم‌الله 22 بهمن آوردگاه ارزیابی این همه قدرت‌نمایی اردوگاه غرب علیه ملت ایران بود.
مردم آمده بودند كه به استراتژیست‌های جنگ سخت و نرم آمریكا بگویند آب در هاون می‌كوبید.
مردم آمده بودند كه بگویند تا آخرین قطره خون، تا آخرین نفس و تا آخرین نفر در حمایت از انقلاب و اسلام ایستاده‌ایم.

مردم آمده بودند كه بگویند ما پشت سر رهبری مظلوم انقلاب مثل كوه ایستاده‌ایم و خاطره تاسفبار تنها گذاردن رهبران الهی در طول تاریخ در برابر مستكبران را تكرار نخواهیم كرد.

آمریكایی‌ها عدد و رقم این حضور حماسی را بر حسب گزارش ماهواره‌های جاسوسی خود با خطای یك درصد هم دارند و می‌دانند در ایران چه هنگامه‌ای در 22 بهمن بر پا شد.

آنها 34 سال است دست به ماشه هستند تا ببینند اگر این حضور بی‌رمق یا كم شده، سلاح‌های خود را به سوی ملت بچكانند.

واقعا باید به دست و بازوی چنین ملتی بوسه زد كه زمان‌شناس و بصیر است و پیام‌های خود را با گام‌های استوار و با زبان رسا به دشمن اعلام كرد.

وزیر خارجه جدید آمریكا جان كری در اولین موضع‌گیری سیاسی خود درباره مناسبات واشنگتن با تهران گفته است:

1- اوباما هیچ گزینه‌ای از جمله حمله نظامی را از روی میز حذف نكرده است.
2- اگر ایران نگرانی‌ها از دستیابی به سلاح هسته‌ای را پاسخ دهد و آماده گفتگوی واقعی باشد جامعه بین‌الملل آماده است پاسخ مثبت دهد.

دیروز ملت ایران پاسخ وزیر خارجه آمریكا را داد و پیش از آن هم رهبری معظم انقلاب پنج‌شنبه گذشته پاسخ كوبنده‌ای به چنین اظهاراتی دادند. آمریكایی‌ها وقتی از حمله نظامی سخن می‌گویند یعنی آرزوی مرگ ملت ایران را دارند. طبیعی است ملت ایران هم باید متقابلا همین آرزو را برای آمریكا و یا به تعبیر جان كری جامعه بین‌الملل (بخوانید آمریكا، انگلیس و رژیم صهیونیستی) داشته باشد.
لذا فریادهای مرگ بر آمریكا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر انگلیس كه دیروز از زبان ملت ایران گوش ماهواره‌های جاسوسی دشمن را كر كرد پاسخ این یاوه‌گویی بود.

چندكشور هسته‌ای جهان دور هم جمع شده‌اند و اسم خود را گذاشته‌اند جامعه بین‌الملل و مدام از خطر سلاح هسته‌ای می‌گویند. این جامعه بین‌الملل اگر عقل داشت باید به این سئوال پاسخ می‌داد كه اگر داشتن سلاح هسته‌ای بد و زشت و غیر اخلاقی است، چرا زرادخانه‌های خود را پر از سلاح هسته‌ای كرده‌اید؟ اگر سلاح هسته‌ای نگرانی‌آور است، چرا ملت‌ها و دولت‌های هسته‌ای جهان كمترین نگرانی از داشتن این سلاح جهنمی ندارند. دولت و ملت ایران بارها گفته‌اند ما نه سلاح هسته‌ای داریم و نه قصد ساختن آن را در خیال خود می‌گنجانیم. ما به آنها می‌گوییم شما به اصطلاح جامعه بین‌الملل باید خلع سلاح هسته‌ای شوید می‌گویند ما نگرانیم. از چه نگران هستید. چرا شوخی‌ می‌كنید. شوخی‌ای كه ممكن است جان میلیون‌ها انسان را به خطر بیندازد.

جان كری می‌گوید؛ اگر ایران آماده گفتگوی واقعی باشد آماده‌ایم پاسخ مثبت بدهیم. خوب این همه گفتگو در وین، مسكو، عراق و استانبول پیرامون موضوعات هسته‌ای واقعی نبوده، پس در این ادوار گفتگو چه گفته شده و چه شنیده شده است؟

پس از هر دور گفتگو فشار، تهدید و تحریم بیشتر شده است. حتی فراتر از قطعنامه‌های شورای امنیت هرچه خواستید كردید چه نتیجه گرفتید؟ با عربده‌جویی كه مشكل حل نمی‌شود الان هم كه دست روی ماشه گذاشته‌اید عملا به تهران پیام می‌دهید كه برای دفاع از خود باید سلاح هسته‌ای داشته باشید. آمریكا‌یی‌ها می‌خواهند ما را مثل خود آلوده كنند تا دولت ایران دست از شعار راهبردی خلع سلاح هسته‌ای بردارد اما آنها كور خوانده‌اند. پاسخ ملت ایران همان است كه در 22 بهمن فریاد كرد.

اقتدار ملی در ایران در اوج است. این اقتدار، یك ابرقدرت را در شرق از هم فرو پاشید. بزودی حریف و رقیب خود در غرب را متلاشی می‌كند. اقتدار ملی ما مستظهر به اقتدار الهی است. هیچ قدرتی قادر نخواهد بود در برابر قدرت خدا قد علم كند. خداوند بینی مستكبران را به خاك خواهد مالید.

آمریكایی‌ها بزودی اسباب‌ بازی‌های نظامی خود را در اطراف ایران جمع خواهند كرد و به داخل مرزهای خود برای سركوب جنبش ضد سرمایه‌داری خواهند برد. قرن ما قرن بیداری ملت‌ها است. دولت‌ها را می‌توان سرنگون كرد اما ملت‌ها را نمی‌توان نابود كرد. در ایران یك ملت دارد حكومت می‌كند لذا آمریكایی‌ها سقوط ملت ایران را به گور خواهند برد.

تهران امروز:بداخلاقی‌ها آفت سیاست ایران

«بداخلاقی‌ها آفت سیاست ایران»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم محمدعلی پورمختار است كه در آن می‌خوانید؛22بهمن در تاریخ معاصر ایران روزی بزرگ و اصولا تاریخ‌سازی است.در بزرگداشت این روز، مردم همیشه در صحنه ایران، با حضور خود خبر از حمایت همه جانبه خود از نظام جمهوری اسلامی ایران داده‌اند.این حمایت‌ها نشان از آگاهی مردم و درخواست آنان برای وجود آرامش و وحدت در كشور است.سخنرانان در این روز دستاوردهای نظام و آنچه كشور ایران باید در راه آن كوشش كند را مطرح می‌كنند.اما آنچه روز گذشته در سخنان رئیس‌جمهور شاهد آن بوده‌ایم این بود كه رئیس‌جمهور در این مراسم با پافشاری بر روش پیشین خود ابراز كرد كه همچنان سخنانی برای گفتن دارند كه به زمانی دیگر موكول خواهد شد.

در این راستا باید به یاد آورد كه بعد از قضیه انتخابات 88 مقام معظم رهبری موضع خود را رسما درخصوص اتهام‌زنی و ایجاد تشویش در بین ملت اعلام كرده‌اند. پس از به وجود آمدن مسائل اخیر هم كماكان ایشان در سخنرانی‌های خود به این مسئله كه خائنین چه كسانی هستند نیز پرداختند. آنچه از سخنان ایشان فهم می‌شود ناظر بر این است كه در فضای كنونی جامعه، ضرورت حفظ اعتماد مردم به مسئولین یكی از اولویت‌هاست و نباید كه این مهم خدشه‌دار شود.

قطعا گفته‌های اینچنینی رئیس‌جمهور محترم، خلاف هدف‌های تعریف شده است و اصل وحدت را كه مورد تاكید رهبری بوده خدشه‌دار كرده و حاشیه‌هایی را برای آرامش و امنیت كشور به همراه خواهد داشت.درباب رواج بی‌اخلاقی‌های سیاسی باید توجه داشت علل زیادی می‌تواند نیروی محركه اینگونه كنش‌ها باشد. از كسب و حفظ قدرت،عدم پایبندی به اخلاق، این تاكتیك كه هدف وسیله را توجیه می‌كند تا عبور از قوانین شامل این دایره عمل می‌شود.

مسئولین وظایف خاص خود را در اینباره دارند اما واكنش اصلی را مردم باید نشان دهند كما اینكه نشان نیز داده‌اند.در چندروز گذشته واكنش مردم و انتقادات آنان بسیار مشهود بوده است.به هرحال ادامه این بی‌اخلاقی‌ها می‌تواند به مدیران میانی تسری یابد.لازم است در مقابل و برای جلوگیری از روند به وجود آمده هوشیار بود. بعد دیگر بی‌اخلاقی‌های سیاسی آن است كه در عرصه جنگ نرم،یكی از ابزار‌های قوی دشمن ایجاد شك در مردم به رهبران و مسئولین است و ما نباید خود دامن‌زننده به این هدف باشیم.

عواقب ادامه این روند آن خواهد بود كه مردم به این فكر خواهند افتاد كه در رده‌های بالای حكومت چه خبر است. آیا اینگونه است كه ما رنج‌های اقتصادی و اجتماعی را بردوش خود حمل می‌كنیم و مسئولین فارغ از مسئولیت‌های خود به فكر منافع خویش هستند؟ و ایجاد چنین تفكری والقای آن به مردم به نوعی، زدن ریشه نظام است. حال آنكه حتی اگر چنین استثناها و تخلفاتی هم وجود داشته باشد كانال‌های رسیدگی‌اش مشخص است و مسلما آن نیست كه دعواهای جناحی و غیره به میان مردم آورده شود.

در این باره باید توجه داشت كه اثبات چنین اتهام‌هایی، حتمی نیست و در ابهام قرار دارد. دوم آنكه مسئول رسیدگی به تخلفات، قوه قضائیه است و آن قوه باید به اتهامات رسیدگی كرده و در عین حال پاسخگو هم باشد. مجلس در پی این رفتارها،با هدف چاره‌جویی و حل شدن اینگونه مسائل به‌دنبال آن است كه طرحی را به صحن مجلس ببرد تا ضمانت اجرایی را برای اینگونه اتهام زنی‌ها و حاشیه‌سازی‌ها تعریف كند.این ضمانت اجرا می‌تواند به صورت جزایی یا ایجاد محدودیت‌های اجتماعی برای متخلف از این قانون را شامل‌شود.

آفرینش: موانع تعدیل جمعیت پایتخت

«موانع تعدیل جمعیت پایتخت»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است كه در آن می‌خوانید؛داستان 'هزارو یك معضل تهران'، داستان بلندی است كه هر روز می تواند موضوعی برای طرح و بحث داشته باشد. از آلودگی هوا گرفته تا معضل ترافیك، حمل و نقل عمومی، مسكن، كسب و كار، خدمات درمانی و آموزش، حوزه سلامت شهری و بسیاری موارد دیگر، همگی باعث منفجر شدن تهران زیر فشارهای متعدد است. دریك نگاه كلی به تمام این معضلات می توان ادعا كرد كه 'عدم تعادل جمعیت' ریشه اصلی مشكلات شهری پایتخت می باشد.

فقط طی نیم قرن، تهران از شهری كم‌جمعیت و آرام به ابرشهری تبدیل شد كه، یك ‌ششم جمعیت كل كشور را در خود جای داده و همه آلودگی‌ها را در خود به نمایش گذاشته و اینك به نقطه ای رسیده است كه مسولان می‌گویند حداقل4میلیون نفر اضافه جمعیت دارد!.

در سال 84 دولت مصوبه‌ای به تصویب رساند با نام 'مدیریت مجموعه شهری تهران'. در این طرح به ‌نحوی میزان و شكل توسعه تهران مورد تعریف قرارگرفته و برای مدیریت ‌كردن این ظرفیت و مدیریت رشد ابعاد آن، همچنین سقف جمعیتی تهران در سال 1400 حد و مرزی تعیین شده است. برای استان تهران جمعیتی حدود 15میلیون نفر و برای شهر تهران نیز جمعیتی حدود 10میلیون و 700الی 800 هزار نفر پیش‌بینی شده است.

دراین سند و دیگر محافلی كه برای حل معضلات شهری تهران نسخه پیچیده می شود، تأكید شده است كه باید جمعیت استان تعدیل شود و نگذاریم سقف جمعیتی استان از 15میلیون نفر عبور كند. اما اصلی ترین راهكاری كه تاكنون برای تحقق این امر اتخاذ شده بحث 'مهاجرت معكوس' از تهران می باشد كه پیرامون این مسئله بحث های متعددی وجود دارد كه ابهام در موثر بودن این طرح را افزایش می دهد.

در یكی از اقدامات پرسرو صدا قرار شد كه شركت ها و اداراتی كه مركز اصلی آنها در دیگر شهرها مستقر می باشد ازتهران خارج و به شهر خود بازگردند. در ادامه این طرح عنوان شد كه دولت تسهیلاتی منجمله 25درصد افزایش حقوق و اعطای وام مسكن برای كارمندانی در نظر می گیرد كه از تهران به دیگر شهرها و شهرستان های كشور مهاجرت كنند. این درحالی است كه كل جمعیت كارمندی استان تهران ممكن است رقمی حدود 350 هزار تا نهایت 400 هزار نفر باشد و اگر همه این جمعیت هم از تهران بروند نسبت به جمعیت 13 میلیون نفری تهران عددی نمی شود!.

درمورد دیگری بحث انتقال پایتخت اداری كشور به بیرون از تهران مطرح شد كه این راهكار نیز همچون اسلاف خود جز باطرح برنامه های بی عمل محقق نگردید. از این دست طرح ها با نام های گوناگون درعرصه مدیریت شهرتهران فراوان است، اما تاكنون اقدامی موثر درحل مشكل جمعیت شهرتهران اتخاذ نشده است. اضافه جمعیت تهران به حدی است كه اگر این طرح های سطحی بتواند موجب انگیزه مردم پایتخت برای مهاجرت به دیگر شهرها شود، قطعاً شاهد انتقال بحران به دیگر نقاط كشورخواهیم بود! تصور كنید یك جمعیت 200هزار نفری به یكی از استان های همجوار تهران مهاجرت كنند! نه تنها دردی از تهران دوا نخواهد شد بلكه بیماری پایتخت به جاهای دیگر سرایت خواهد كرد.

از سوی دیگر، به فرض خروج حداقل 4 میلیون نفر از تهران، این سوال پیش می آید كه این امكانات به وجود آمده همچون خانه ها،بزرگ راه ها، فضاهای سبز، مراكزخرید، بیمارستان ها وسایر امكاناتی كه برای ساخت آنها از جیب پایتخت نشینان هزینه شده است، تكلیفشان چیست؟! آیا قرار است خانه های فعلی خالی و سایر امكانات بی مصرف باقی بمانند؟ لذا چاره كار خالی كردن تهران نیست چون امری غیرواقع و نشدنی است. بلكه باید راهكارهایی همچون جلوگیری ازمهاجرت به مركز، ایجاد و افزایش امكانات رفاهی اعم از اشتغال، درمان، آموزش، مكان های تفریحی و... در دیگرشهرها وشهرستان های كشور، و از همه مهمتر 'شهرسازی' می باشد.

براساس تقسیمات جمعیتی، شهرهایی كه بالای 300 هزارنفر جمعیت داشته باشند به عنوان شهرهای بزرگ شناخته می شوند. حال قضاوت كنید كه جمعیت چند شهر بزرگ درتهران گنجانده شده است. لذا شهرسازی و گسترش شهرهای اقماری در اطراف تهران می تواند به مرور جمعیت فشرده شده در تهران را به سمت حاشیه براند و تنفسی برای پایتخت حاصل كند. هرچند این اقدام نیازمند هزینه های كلان وكار بسیار است اما می توان نسبت به مفید بودن آن امید داشت و قطعاً راهكاری معقول تر از انتقال كارمندان و یا تعطیلی پایتخت برای رفع بحران های شهری می باشد.

حمایت:بهاری ترین حضور سی و چهارمین جشن انقلاب

«بهاری ترین حضور سی و چهارمین جشن انقلاب»عنوان یادداشت روز روزنامه حمایت است كه در آن می‌خوانید؛سی و چهار سال پیش به كوری چشم شاه و نوكرانش، زمستان ِ ایران، بهاری بود و دیروز به كوری چشم آمریكا و اسراییل و همه پیالگانشان، 22 بهمن ماه ما، كاملاً بهاری!دیروز البته با حضور گسترده و پرمعنای مردم در راهپیمایی این روز بزرگ،22 بهمن، بهارِ بصیرت و شعور انقلابی نیز لقب گرفت و به راستی چه زیبا جشن سی و چهارمین بهار انقلاب، با این حضور عظیم، عجین شد و اسباب یاس و نومیدی هر چه بیشتر دشمن و امیدواری و فرح بخشی مضاعف دوستان و هواداران انقلاب اسلامی در سراسر گیتی را فراهم آورد.

دیروز همه آمده بودند تا در جشنِ حضور، نشان دهند كه بر همان عهدی كه با امام و شهدا بسته اند، پایدار و ثابت قدمند و با احساس مسئولیت و دغدغه والا، از انقلاب و نظام خود در هر شرایطی حراست می كنند.

حضور اقشار مختلف در راهپیمایی 22 بهمن امسال، همچون 22 بهمن های سالیان پیش، كاملا بارز و برجسته بود با این حال امسال به دلیل تشدید تحریم های ناجوانمردانه غربی ها، شعارهای مردمی هم رنگ و بوی استقامت در برابر این جنگ اقتصادی داشت، به طوری كه شعارهایی چون ' تحریم اقتصادی بر ما اثر ندارد، این فتنه عدو هم سود و ثمر ندارد'، ' عشق امام و امت در جان و در دل ماست، دست عنایت حق، حلال مشكل ماست'، نشان می داد كه این مردم، با سلاح بصیرت و صبر و استقامت در برابر هر دشمنی، فاتح میدان خواهند بود.به واقع شعارهای انقلابی دیروز آن هم پس از گذشت سه دهه از استقرار نظام اسلامی، حكایت از شعور بالای مردمی داشت كه آمده بودند تا بگویند گرچه به برخی ضعف ها وكاستی ها، انتقاد و گلایه دارند و از وضعیت اقتصادی در سختی و تنگنا هستند اما همه این ها دلیل نمی شود كه دست از انقلاب و اطاعت از ولی امر مسلمین بردارند.

امسال البته به دلیل شرایط خاص سیاسی كشور و كدورت ها و تنش های تاسف بار ایجاد شده بین برخی مسئولان، جمعیت میلیونی راهپیمایی كننده در شعارهای خود همچون' ای مسئولین كشور با هم برادر باشید، خدمت گزار ملت، مطیع رهبر باشید'، تاكید خاصی بر مساله وحدت و همدلی مسئولان در راستای گره گشایی از مشكلات داشتند.خلاصه آن كه دیروز، در سی و چهارمین قرارِ انقلابیِ ملت رشید و فهیم ایران، حماسه ای جاودان خلق شد كه هیچ گاه از ذهن تاریخ پاك نخواهد شد.

ملت ما:نوبت مسئولان

«نوبت مسئولان»عنوان سرمقاله روزنامه ملت ما به قلم امیرحسن مروی است كه در آن می‌خوانید؛ راهپیمایی پرشكوه 22 بهمن نشان داد كه مردم مصمم به پیگیری اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی هستند. حضور حماسی و یكپارچه مردم این پیام را به مسئولان داد كه آنان باید بیش از گذشته قدردان این ملت باشند و فارغ از منیت‌ها و خودخواهی‌ها به فكر تحقق بیش از پیش اهداف و آرمان‌های انقلاب باشند و در مسیر عزت و سربلندی این مردم بكوشند.

نظام جمهوری اسلامی ایران با اتكای به مردم تاكنون بحران‌های متعددی را پشت سر گذاشته است و امروز هم با اتكای‌ به این مردم صبور و احترام و اعتماد به امیدها و توانایی‌های این مردم می‌تواند موانع پیش‌رو را بردارد.

گرچه برخی اختلاف‌ها در سطح مسئولان‏، گاهی سایه نگرانی را می‌گسترد اما رفتارهای شعورمندانه مردم در مواقع مورد نیاز و از جمله در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی تاكنون توانسته است‏، آرامش و امید را بر قلب‌های حامیان و دوستداران انقلاب در داخل و خارج كشور به ارمغان آورد.

قدردانی از حضور مردم به عنوان ولی نعمتان اصلی مسئولان كشور امری شایسته و بایسته است كه باید در رفتار و سیاستگذاری‌های مسئولان خود را نشان دهد. مردم آنچه از آنان انتظار می‌رفت در طبق اخلاص گذاشتند و در اقصی‌نقاط كشور به وظیفه و تكلیف شرعی و ملی خود عمل كردند‎؛ اینك نوبت مجریان و مسئولان است كه وظایف خود را در اداره كشور و مدیریت منابع و سرمایه‌های این ملت به درستی بشناسند و به آن عمل نمایند.

این وعدة الهی است كه اگر شكر نعمت به جای آورید، هر آینه خداوند نعمت را افزون سازد و اگر كفران كنید آنگاه تنبیه پروردگار بسیار دردناك خواهد بود.

مردم سالاری:میزان دستمزد كارگران عین عدالت است!

«میزان دستمزد كارگران عین عدالت است!»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم ولی درویشی است كه در آن می‌خوانید؛ هفته‌های آخر سال كه می‌رسد، بحث تعیین حداقل دستمزد كارگران، به حق، یكی از پر مخاطب ترین اخبار اقتصادی و حتی اجتماعی كشور است. برای پی بردن به اهمیت این موضوع لازم است به چند نكته توجه شود:

اول: در كشور، بیش از 12 میلیون كارگر وجود دارد كه باید مخارج و هزینه‌های خود و خانواده‌هایشان راطی یك سال آینده بر مبنای این عدد مدیریت كنند.

دوم: تعداد متأثرین از این تصمیم با احتساب اعضای خانواده‌هایشان به بیش از 30 میلیون نفر (حدود نیمی از جمعیت كشور) می‌رسد.

سوم: مبلغی كه به عنوان حداقل دستمزد تعیین می‌گردد، به ازای یك ماه كار «تمام وقت» به افراد مذكور پرداخت می‌گردد. باید توجه داشت كه اگر یك كارگر بخواهد از زندگی لذت برده و از فرصت‌ها و سایر ابعاد آن نیز بهره ببرد، نباید بیش از ساعات موظف كار كند. زیرا هرچه ساعات بیشتری را به كار اختصاص دهد، مجبوراست از جنبه‌ها و فرصت‌های دیگر زندگی و حتی اختصاص زمان لازم به خانه و خانواده بكاهد.

چهارم: در یك جامعه‌ای با مشخصه‌های یك جامعه عدالت محور وضعیت باید به گونه‌ای باشد كه وقتی یك نفر به صورت تمام وقت كار می‌كند، رفاه نسبی او و خانواده اش با دریافت دستمزد انجام آن كار تأمین گردد.

پنجم: رفاه نسبی شامل تأمین خوراك، پوشاك، مسكن، آموزش، بهداشت، تفریح و سرگرمی‌همه اعضای خانواده در حد متعادل و مناسب می‌باشد، نه تأمین یك یا چند مورد از آنها.

ششم: اگر چه جمعیت یك خانوار كارگری در محاسبات، 4 نفر در نظر گرفته می‌شود، اما كارشناسان مسائل جمعیتی اخیرا بیش از 4 نفر را برای رشد و پیشرفت جامعه مناسب و در برخی اظهارات، «ضروری» می‌دانند.

حال باید دید مبلغی كه به عنوان حقوق به این كارگران پرداخت می‌شود، تا چه اندازه حق برخورداری آنان را از رفاه اجتماعی تأمین می‌كند:

طبق برآوردهایی كه درماه‌های قبل از شدت گرفتن وضعیت گرانی رو به رشد فعلی جامعه صورت گرفته بود، خط فقر مطلق در شهرهای كوچك بیش از 900 هزار تومان و در تهران و بعضی از كلانشهرهای كشور بیش از یك و نیم میلیون تومان بوده است كه قاعدتا می‌بایست در وضعیت فعلی همپای بهای عموم كالاها و خدمات، مشمول جهش بزرگی شده باشد. باز هم برآوردها در ماه‌های اخیرگویای این نكته است كه: فقط ارزش سبد هزینه‌ای شامل مسكن، خوراك و حمل‌ونقل به ازای یك خانواده 4 نفری در جوامع شهری حدود 2 میلیون و 361 هزار و 464 تومان می‌باشد. تهیه سبدغذایی كه شامل 18 قلم كالا بر اساس «نیازهای اولیه و ضروری یك خانوار 4 نفره (2نفر بزرگسال و 2 نفر خردسال) است، در هفته‌های اخیر حدود 600 هزار تومان می‌باشد. اما حداقل دستمزد كارگری كه موضوع این نوشتار است، برای سال‌جاری كمتر از 390 هزار تومان می‌باشد. به نظر هم نمی‌رسد افزایش آن در سال آینده - كه به سماجت نمایندگان كارگری و عنایت كارفرمایان و درست اندیشی نهادهای دولتی مسئول بستگی دارد- بیش از 25 درصد یعنی 100 هزار تومان باشد. با این تصویر، كسانی كه مدعی اجرای عدالت اجتماعی در جامعه اسلامی‌ایران هستند باید از همین حالا خود را برای پاسخگویی به شكوه‌های این نیمه دردمند، زحمتكش، مولد، خدوم و مخلص از جمعیت 75 میلیونی كشور، در محضرحضرت حق آماده سازند. زیرا متولیان امور رفاه كارگران یقینا آگاهند كه:

با این میزان حقوق و دسترنج، حدود 35 میلیون نفر از جمعیت كشور، حتی توان تأمین حداقل خوراك برای زیستن خود و خانواده شان را ندارند. شكاف بین آنان و خط فقر پرتگاهی است مرتفعتر از دو برابر حقوق تعیین شده برای آنان. و در یك جمله كه این روزها به حق بر سر زبانهاست باید گفته شود: این روزها بر مبنای این حقوق ودستمزد، باید 6 نفر به صورت تمام وقت كار كنند تا فقط هزینه‌های تأمین خوراك، مسكن و حمل‌و‌نقل یك خانواده 4 نفره را پوشش دهند. «بهداشت وسلامت»، «آموزش»، «پوشاك»، «رفاه»، «تفریح و فراغت» آنها نیز پیش كش تمام كسانی كه می‌پندارند حال این روزهای مردم خوش است!

ابتكار:رمزآلود بودن رفتار سیاسی مردم ایران

«رمزآلود بودن رفتار سیاسی مردم ایران»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم هادی وكیلی است كه در آن می‌خوانید؛بارها گفته و نوشته شده كه ایرانیان از جمله پیچیده ترین مردم جهان هستند.رفتار سیاسی آنان همواره رازگونه و رمز دار بوده است.پیچیدگی و رمز دار بودن رفتار‌های سیاسی مردم در موارد زیاد،كارشناسان را به اشتباه انداخته اند.رفتار زیر پوستی مردم با رفتار جمعی و ظاهریشان متفاوت است برخی با تكیه بر صحبت‌های محفلی و روزمره و غیررسمی مردم،چنان تحلیل ارایه می‌دهند كه گویا انقلابی دیگر در شرف وقوع است.

در حالی كه همین مردم نق زن و به ظاهر ناراضی در مواقع حساس و در مقاطع تاریخی با تشخیص اولویت‌ها پای انقلاب خود می‌ایستند.این روزها به دلیل فشار‌های سنگین اقتصادی و اختلافات پر دامنه مسئولین طراز اول مملكت،انتقادات مردم و نارضایتی آنان گسترده شده است. حجم فشارهای روزمره،كمرمردم را خمیده و آنان را در تامین نیازهای اولیه خود با مشكل جدی روبرو كرده است.

وضعیت به گونه ای است كه بسیاری از تحلیلگران را وادار به دادن هشدارهای مكرر در خصوص عواقب این شرایط نمود. برخی در نتیجه همین فضانسبت به كیفیت استقبال مردم در خصوص راهپیمایی 22 بهمن به تردید افتادند.

اما دیروز صفوف مردمی وسیل جمعیت نشانگر این بود كه آنان مشكلات را در خانه گذاشته و با درك اولویت شرایط و عبور از ویژگی‌های فرد گرایی و خود مداری پا به میدان مصالح عمومی گذاشتند.سالهاست كه هزینه انرژی هسته ای صلح آمیز از سفره مردم پرداخت می‌شود و این روزها بار این هزینه‌ها كمر شكن شده است.

در حالی كه غربیها معتقدند حجم فشارها،مردم را به مقابله با نظام وادار خواهد كرد و در نتیجه نظام مجبور به عقب نشینی خواهد شد ولی مطابق نظر سنجی(مؤسسه معتبر آمریكایی گلوپ)63 درصد مردم همچنان آماده پرداخت هزینه برای داشتن انرژی هسته ای هستند،50 درصد مردم دولت آمریكا را مسئول فشار‌های كنونی می‌دانند و تنها ده درصد آنان عملكرد دولت ایران را عامل شرایط سخت كنونی می‌پندارند.بنابراین رفتار مردم رمز آلود و راز گونه می‌باشد این شكل رفتار موجب ناشناختگی و غیر قابل پیش بینی بودن رفتارشان شده است.

رفتار شناسی نادرست جامعه ایران عامل تبیین‌های غلط و تحلیل‌های واهی از سوی قدرتهای بزرگ شده است.تمام تحلیل‌های كه تا كنون پیرامون انقلاب با منظرهای مختلف اقتصادی،تئوری توطئه،تئوری مدرنیزاسیون و... ارایه شده است همه ناشی از ناشناختگی مردم است. ناشناختگی مردم،صدام را وادار به حمله به سرزمین ایران نمود ولی دفاع جانانه مردم، دنیا را كیش و مات كرد.

در تاریخ معاصر نیز حاكمان نشان دادند كه مردم سرزمینشان را نشناختند.شاه تنها چهارده ماه قبل از پیروزی انقلاب درمراسم فارغ التحصیلی دانشگاه افسری اعلام داشت: كسی نمی‌تواند مرا سرنگون سازد و كوتاه زمانی بعد مجبور شد اعلام كند:من صدای انقلاب شما را شنیده ام ولی دیگر دیر شده بود.خلاصه مردم ایران از جهت ناشناختگی رفتار سیاسی در دنیا منحصر به فرد هستند.كسانی كه به رمز گشایی صحیح دست یابند می‌توانند خود را با مردم هماهنگ سازد.

شرق: تجربه قم

«تجربه قم»عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم رضا طلایی نیك است كه در آن می خوایند؛تعرض و توهین به مسوولان نظام با موازین اخلاقی و مقتضیات داخلی و خارجی كشور مغایر است. عبور از مرز انتقاد سازنده و اعتراض قانونی و تبدیل كردن فضای راه‌پیمایی یوم‌الله 22 بهمن كه روز وحدت جریان‌های سیاسی و معتقد به نظام است به حاشیه‌های مخرب در راستای تامین خوراك برای رسانه‌های خارجی، قابل توجیه نیست. نمی‌توان با هیچ توجیهی، ارزش‌های اخلاقی و دینی و انقلابی را برای ابراز اعتراض آن هم در سالروز پیروزی انقلاب، زیر پا گذاشت.

بر هم خوردن سخنرانی رییس مجلس و نماینده مردم قم و سخنران راه‌پیمایی شهر خون و قیام، در شرایطی كه رهبر انقلاب، حفظ آرامش و پرهیز از بداخلاقی‌ها را به طور صریح و مكرر متذكر شده‌اند توسط هیچ یك از مسوولان نظام و علاقه‌مندان به انقلاب و منافع ملی و مصالح عمومی قابل تحمل و پذیرش نیست. احتمال نفوذ عوامل فرصت‌طلب كه در راستای منافع فردی و گروهی خود حركت كرده و از قربانی كردن مصالح نظام و كمرنگ كردن مطالبات و انتظارات مردم ابایی ندارند، ماجرا را حساس‌تر می‌كند.

حوادث تلخی مانند تعرض به مراسم دینی و ملی روز گدشته شهر قم، یك زنگ خطر به شمار می‌رود و بر همین اساس باید علاوه بر هوشمندی مردم و نیروهای انقلابی، نهادهای مسوول در این شهر و كل كشور، هشدارهای مسوولان عالیرتبه و دلسوزان و انتظارات مردم در كنترل كانون‌ها و مجاری حرمت‌شكنی‌ها و ایجاد تنش در مناسبت‌ها و مراسم دینی و ملی را جدی گرفته و پاسخگو باشند. اعمال كنترل‌های قانونی و مدیریتی در حوادث مشابه در سال‌های اخیر كه توسط همین دسته از عوامل به اجرا گذارده شد، می‌توانست از تكرار چند باره پدیده‌های تلخی مانند بر هم خوردن مراسم 22 بهمن در شهر قم، پیشگیری كند.

به نظر می‌رسد كانون‌ها و جریانات انحرافی، خرابكاران داخلی و دشمنان خارجی، بهره‌برداران اصلی بروز وقایع تلخی مانند به هم زدن سخنرانی‌های مسوولان كشور هستند كه در صورت عدم واكنش قاطع، قانونی، سیاسی و مدیریتی با این‌گونه وقایع، زمینه تكرار آن وجود خواهد داشت. نیروها و جریانات سیاسی نباید در دام سناریوهای ناآرام‌سازی فضای كشور قرار بگیرند.

ناگفته پیداست هرگونه حمایت آشكار و پنهان از مجاری رسمی و غیررسمی از تعرض‌ها و ناآرامی‌ها در مراسم‌های مهم دینی و ملی، می‌تواند به نهادینه شدن بداخلاقی‌های سیاسی و اجتماعی منجر شود، لذا در مواجهه با این‌گونه حوادث غیرقابل دفاع، نباید هیچ رسانه، شخصیت و تشكلی -حتی با وجود رقابت سیاسی- به عوامل ناآرامی و تعرض‌های غیراخلاقی و مغایر با وضعیت فعلی میدان دهد. این موضوع، با امنیت ملی گره خورده و تكرار آن، مدافعان عوامل این ناآرامی‌ها را نیز از دایره پیگیری‌ها، مصون نگاه نخواهد داشت.

آرمان:آفت پوپولیسم

«آفت پوپولیسم»عنوان یادداشت روز روزنامه آرمان به قلم دكتر حشمت‌ا... فلاحت‌پیشه است كه در آن می‌خوانید؛یكی از مهم‌ترین مسائلی كه در روزهای بانشاط و پرتحرك برپایی جشن سی‌وچهارمین پیروزی شكوهمند انقلاب اسلامی باید مورد توجه همگان به‌ویژه احزاب و گروه‌ها و فعالان سیاسی باشد، رعایت بیشتر اخلاق سیاسی و انصاف و عدالت در تمامی جوانب و مواضع است. رعایت اخلاق اسلامی در نظام و جامعه اسلامی در عرصه سیاست یكی از امور لازم و واجب است و گفتمان و عمل و كردار و رفتار اهل سیاست، باید براساس اخلاق اسلامی باشد.

فضای سیاسی كنونی در ایران پوپولیستی شده، چون در موارد خاص برخی افراد در حوزه سیاسی از جمله نخبگان عمدتا نتیجه‌گرا شده‌اند، لذا زمانی كه پوپولیسم به سودشان است، از آن استفاده لازم را برده و نتیجه مربوط را می‌گیرند و بعد آن را رها می‌كنند. درحالی كه این باعث می‌شود عملا در شرایط مختلف دوباره پوپولیسم به عنوان یك واقعیت خود را نشان دهد و در خدمت افراد و نخبگان دیگر قرار بگیرد و این طبیعی است.

اگر در میان همین افرادی كه شعار می‌دهند و جلسات را برهم می‌زنند دقت كنید و تحلیل نمونه‌ای بر آنها صورت گیرد خواهید دید در طول یك سال در اجتماعات مختلف هم له و هم علیه یك نفر شعار می‌دهند. به‌عبارتی اینها عمدتا تابعی از جریانات فرّار در جامعه هستند. این موضوع به ضرر جامعه مدنی است و لازمه یك نظام سیاسی آن است كه در جامعه مدنی فضا به‌گونه‌ای عقلانی شكل ‌گیرد. بدین‌صورت كه مخالف و موافق نظرات خود را بیان كرده و بر سر نظراتشان هم مذاكره ‌كنند و توهینی هم صورت نگیرد.

پوپولیسم مرزی را در رفتارهای خودش نمی‌شناسد لذا می‌بینیم كه مرز مذاكره منطقی جای خود را به مجادله و توهین می‌دهد و این آسیب و آفتی برای جامعه و بخصوص برای حوزه مدنی محسوب می‌شود. چنین رفتارهایی سبب می‌شود تا یكسری افرادی كه در جامعه مدنی می‌توانند نقش مثبتی داشته باشند هم به حاشیه رانده شوند.

در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری می‌توان دو كار را صورت داد؛ یكی پیشگیری از اینكه یك فضای پوپولیستی دیگر حاكم بر انتخابات ریاست‌جمهوری شود و دوم استفاده به‌گونه‌ای‌ آموزشی و به عنوان یك نگاه فرصت‌ساز از نظر انتخاباتی برای ایجاد یك اخلاق رقابت سالم در فضای افكار عمومی جامعه. راهكارهایی كه می‌توان در نظر گرفت، چند شاخصه می‌تواند داشته باشد.

شاخصه اول مربوط به نخبگان كشور است كه به‌نظر باید مقداری در نوع نگرشی كه دارند پیشینه خود و كشور و آینده كشور برایشان مطرح باشد و فضای احساسی زودگذری كه شاید در كوتاه‌مدت سودآور باشد ولی در بلندمدت به ضرر مملكت تمام شود را ایجاد نكنند. در حوزه مردمی قاطبه مردم باید با یك نگاه عقلانی در حوزه سیاسی كشور حضور داشته باشند و نه با یك نگاه احساسی. این نگاه احساسی باعث می‌شود كه عقل و منطق كور شود. به قول گوستاو لوموند: «اگر كشور دچار پوپولیسم شود آن زمان عقل از درون اجتماع می‌پرد.»

مردم باید هشیاری به خرج دهند و وارد فضای احساسی از این نوع نشوند و حوزه قانونی مملكت نباید در این رابطه سكوت كند چراكه سكوت‌های مصلحتی در این رابطه باعث می‌شود كلیت جامعه آسیب ببیند. ضمن اینكه كشانده شدن فضای انتخابات آینده به سمت یك انتخابات برنامه‌ای مانع از این می‌شود كه فضای پوپولیستی دوباره حاكم شود و باید در آینده این موضوع مدنظر قرار گیرد. اگر برای رسیدن به قدرت هرگونه رفتار سیاسی را توجیه كنیم اخلاق در حاشیه قدرت قرار می‌گیرد كه منشأ بروز رفتارهای احساسی در جامعه می‌شود.

بهار: تغییر برای مذاكره

«تغییر برای مذاكره»عنوان سرمقاله روزنامه بهار به قلم امیرعباس نخعی است كه در آن می‌خوانید؛
گفتار و بیان سیاستمداران آمریكایی چندی است كه در قبال ایران متفاوت‌تر از گذشته می‌نماید. از دوره‌ای كه آمریكا در گرماگرم مبارزه با تروریسم ایران را در محور «شرارت» قرار داد، تا دوره‌ای كه رییس‌جمهورش آن‌چنان لحن ملایمی برای صحبت با یكی از اضلاع سابق محور شرارت انتخاب كرد شرایط به گونه ای تغییر كرده كه تاثیرش را به‌طور آشكار در گزینش كابینه نیز گذاشته است. حضور چهره‌هایی چون «جان‌ كری» به‌جای «هیلاری كلینتون» در وزارت خارجه آمریكا و «چاك هیگل» به‌جای «لئون پانه‌تا» در وزارت دفاع آمریكا نشانه‌هایی هرچند كوچك برای تغییر رویكرد ملایم‌تر آمریكا در قبال ایران است.

این تحركات در رفتار اگرچه زیاد عمیق نیست، اما در عرصه «گفتار و بیان» به آن میزان بود كه احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری این تغییرات را در مصر، «جدید و مثبت» اعلام كند. احتمالا اشاره رییس‌جمهوری به «جدید و مثبت» بودن حرف‌های آمریكا به سخنان جو بایدن، معاون اوباما بوده است؛ او در كنفرانس امنیتی مونیخ گفت كه «اگر ایران جدی باشد، به شكل مستقیم گفت‌وگو می‌كنیم.»

«كری» كه این روزها ردای وزیر امور خارجه را بر تن كرده است نیز دیروز راه دیپلماسی را برای بازی دیپلمات‌ها همچنان باز گذاشت و نه‌تنها از سوی كشورش بلكه از طرف جامعه جهانی اعلام كرد در صورت پاسخ مثبت، ایران با پاسخ مثبت جامعه جهانی روبه‌رو خواهد شد.

به نظر این روزها منش واشنگتن دست‌كم در «گفتار و بیان» تغییر كرده و در انتظار پاسخی «دیپلماتیك» از تهران است كه آیا كسی حاضر است در صورت این میزان از تغییر در «گفتار و بیان» برای مذاكره برود، یا میزان تغییر باید بیش از این باشد.

دنیای اقتصاد:عایدی واقعی بورس

«عایدی واقعی بورس»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم دكترپویا جبل عاملی است كه در آن می‌خوانید؛روز شنبه شاخص كل بورس تهران با بازگشایی نماد پالایشگاه اصفهان به عنوان بزرگ‌ترین پالایشگاه نفت ایران، رشد 5/3 درصدی داشت.

این امر باعث شد تا نرخ بازدهی یك ساله بورس قریب 50 درصد شود. فارغ از بحث‌هایی كه در مورد بسته و باز شدن نماد‌ها در بورس مطرح است و برخی به این روند انتقاد دارند، این عایدی 50 درصدی آیا با تحولات كلان اقتصادی همخوانی دارد یا نه؟ آیا از آن رو كه شاخص‌های كلان اقتصاد، آن چنان تصویر مثبتی را از تحولات اقتصادی به دست نمی‌دهد،

تضادی میان این رشد در شاخص كل بورس تهران و تصویر كلی اقتصاد وجود دارد؟ همچنانی كه دنیای اقتصاد در شماره امروز خود به تفصیل شرح می‌دهد، این عایدی حاصل‌شده از بازار سهام در مقابل بسیار كمتر از عایدی بازار‌های موازی دیگر چون بازار‌های طلا و ارز است. در حالی كه عایدی بازار ارز در یك سال گذشته بیش از 110 درصد بوده است، این عایدی هزینه فرصتی است كه عاملان بازیگر در بورس آن را از دست داده‌اند.

از سوی دیگر می‌توان به این مساله نیز اشاره كرد كه به دلیل همین افزایش بی‌سابقه بازدهی در بازار‌های موازی است، كه بازار‌هایی چون بازار مسكن و بازار سهام، دچار این روند افزایشی شده‌اند. در واقع فارغ از متغیر‌های درونی در این بازار‌ها، همبستگی میان بازدهی بازار‌ها موجب شده است تا این رشد‌ها صورت گیرد.

به بیان دیگر، هیچ تحلیلگری نمی‌تواند مدعی این سناریو باشد كه در میان‌مدت، یك بازار عایدی‌های سه رقمی برای فعالانش ایجاد كند و بازاری دیگر هیچ عایدی نداشته باشد. البته اینكه چه زمانی واقعا این رشد‌های قیمتی در بازار‌ها صورت می‌گیرد و همبستگی بین عایدی بازار‌ها چه زمانی به كار می‌افتد، بحث دیگری است.

حتی اگر در تصویری كلان‌تر به موضوع نگاه كنید، رشد كلی قیمت‌ها برای كالا‌های مختلف، موجب می‌شود تا بازار‌های سرمایه نیز دچار رشد شوند. در این جا بحث ابدا بر سر آن نیست كه قیمت‌های نسبی در یك اقتصاد همواره ثابت است، بل موضوع آن است كه شما نمی‌توانید شرایطی را متصور باشید كه در آن بهای كلی كالا‌ها با ارقام كم‌سابقه‌ای، مثلا در حدود 40 درصد رشد كند و یك بازار دارای ثبات باشد.

از همین رو شاید بهتر است تا عایدی بازار‌هایی چون بورس را با تعدیل آنها نسبت به تورم بسنجیم و عایدی واقعی را محاسبه كنیم. با در نظر گرفتن تورم نقطه به نقطه، می‌توان عایدی بازار سهام را كمی بالاتر از 10 درصد در سال محاسبه كرد.

این عایدی می‌تواند انگیزه‌ای را برای كسب سرمایه بیشتر در بازار سهام ایجاد كند؛ با این وجود نباید از نظر دور داشت كه به باور بسیاری از كارشناسان، تحولات بورس باید در بلند مدت، همخوانی نسبی با شرایط كلان اقتصاد داشته باشد. رشد پایدار بورس، بیش از هر چیز متكی به پایداری رشد و توسعه اقتصاد كلان است، اگر این متغیر‌های كلان شادابی اقتصاد را به دست ندهد، این بیم می‌رود كه چنین عایدی‌هایی دوام نیاورد.

 

نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر